رفتن به مطلب
جامعهٔ برنامه‌نویسان مُدرن ایران

پرچمداران

  1. کامبیز اسدزاده

    کامبیز اسدزاده

    بنیـــان گذار


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      387


  2. xarion.ngh@gmail.com

    xarion.ngh@gmail.com

    کاربـــر عـــــادی


    • امتیاز

      1

    • تعداد ارسال ها

      1


  3. axarbani

    axarbani

    کاربـــر رسمی


    • امتیاز

      1

    • تعداد ارسال ها

      9


  4. alihaydari

    alihaydari

    کاربـــر عـــــادی


    • امتیاز

      1

    • تعداد ارسال ها

      2



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان چهارشنبه, 5 شهریور 1399 در همه بخش ها

  1. 1 امتیاز
    سلام با عرض پوزش آدرس "جزئیات ویژگی‌ها و تغییرات در این نسخه" مربوط به نسخه 8 کامپایلر است. آدرس برای تغییرات نسخه 10 در اینجا هست.
  2. 1 امتیاز
    اگرچه که زبان برنامه‌نویسی سی‌پلاس‌پلاس به عنوان یک زبان بسیار قدرتمند و قدیمی شناخته شده است، اما کتابخانهٔ استاندارد و پیشفرض آن برخی از موارد واقعاً مهم را به تازگی تعبیه کرده است. ویژگی‌هایی که در زبان‌هایی مثل جاوا و یا سی‌شارپ دات‌نت سال‌هاست وجود دارند. به هر حال این ویژگی‌ها در سی++ ۱۷ موجود شده‌اند و این یک بهبود و پیشرفت بسیار خوب است. برای مثال ما الآن فایل‌سیستم استانداردی را در اختیار داریم. این ویژگی به عنوان یک کتابخانه، امکان برای انجام عملیات بر روی سیستم‌فایل‌ها و اجزای آن‌ها مانند، مسیر‌ها، فایل‌ها و پوشه‌ها را فراهم می‌کند. کتابخانهٔ فایل‌سیستم در فایل سرآیند <filesystem> قرار گرفته است که توسط فضای نام مخصوص خود std::filesystem قابل فراخوانی است. به مثال زیر توجه کنید: namespace fs = std::filesystem; استفاده از این کتابخانه بسیار ساده و کاربردی است، بنابراین اگر بخواهیم به سادگی مسیری از یک ریشه را به دست آوریم، کد آن به صورت زیر خواهد بود: #include <iostream> #include <filesystem> namespace fs = std::filesystem; int main() { fs::path p = fs::current_path(); std::cout << "The current path " << p << " decomposes into:\n" << "root name " << p.root_name() << '\n' << "root directory " << p.root_directory() << '\n' << "relative path " << p.relative_path() << '\n'; } فراخوانی کتابخانه، نمونه‌سازی از کلاس current_path و سپس چاپ نام، ریشه و مسیر مربوطهٔ آن صورت گرفته است. بنابراین این کتابخانه دارای کلاس‌های زیر است که توضیح و کاربرد هر کدام را آورده‌ایم: کلاس path، این کلاس امکان کار با مسیر‌ها را فراهم می‌کند، در واقع برای نمایش یا مشاهدهٔ یک مسیر از این کلاس استفاده خواهیم کرد. کلاس filesystem_error یک شیء استثناء در اثر سربارگذاری بیش‌از حد کتابخانهٔ فایل‌سیستم ایجاد می‌کند، در واقع برای مدیریت خطاها کاربردی خواهد بود. کلاس directory_entry برای کنترل ورودی یک مسیر استفاده می‌شود، برای مثال بررسی وجود یا عدم وجود در زیر مجموعه‌های این کلاس امکان‌پذیر است. کلاس directory_iterator یک تکرار کننده از محتوای یک مسیر (دایرکتوری) را ارائه می‌کند. کلاس recursive_directory_iterator یک تکرار کننده از محتوایت یک مسیر یا زیر مسیر‌های آن را ارائه می‌کند. کلاس file_status نوع فایل و مجوز‌های آن را ارائه می‌کند. کلاس space_info اطلاعات مربوط به فضای آزاد و موجود در سیستم‌فایل را ارائه می‌کند. کلاس file_type اطلاعات مربوط به نوع فایل را ارائه می‌کند. کلاس perms مجوز‌های سیستم‌فایل را شناسایی می‌کند. کلاس perm_options معانی هر یک از عملیات مرتبط با مجوز‌ها را ارائه می‌کند. کلاس copy_options معانی عملیات کپی را مشخص می‌کند. کلاس directory_options معانی عملیات مربوط به مسیر (دایرکتوری) را مشخص می‌کند. کلاس file_time_type مقادیر زمانی مربوط به فایل را ارائه می‌کند. هر یک از کلاس‌های فوق دارای متد‌ها و توابعی هستند که در مدیریت فایل‌سیستم بسیار کاربردی و مفید خواهد بود. در کلاس path شما می‌توانید با متد‌های مفیدی کار کنید، برای مثال کد زیر پسوند یک فایل موجود که در مسیر به آن اشاره می‌شود را، در صورت وجود ارائه خواهد کرد. fs::path("/foo/bar.txt").extension(); اگر مسیر فوق دارای فایل ذکر شده باشد، مقدار برگشتی آن .txt خواهد بود. و یا اگر نیاز باشد نام فایل را ارائه کند کافی است از متد file_name آن استفاده کنید! به مثال‌های زیر توجه کنید: #include <iostream> #include <filesystem> namespace fs = std::filesystem; int main() { std::cout << fs::path("/foo/bar.txt").filename() << '\n' << fs::path("/foo/.bar").filename() << '\n' << fs::path("/foo/bar/").filename() << '\n' << fs::path("/foo/.").filename() << '\n' << fs::path("/foo/..").filename() << '\n' << fs::path(".").filename() << '\n' << fs::path("..").filename() << '\n' << fs::path("/").filename() << '\n' << fs::path("//host").filename() << '\n'; } همچنین جهت مدیریت خطا و دریافت یک کد یا پیغام خطا به کد زیر توجه کنید: try { cout << fs::file_size("path&file"); } catch (fs::filesystem_error &e) { cout << "Error Message = " << e.what() << " with Code : " << e.code(); } در صورتی که خطایی رخ دهد، کد خطا ساطع خواهد شد، جهت نمایش پیام خطا از تابع what و دریافت کد خطا از تابع code استفاده می‌شود. این مقاله ادامه دارد...
  3. 1 امتیاز
    به نظر شما قلم یا هما فونت در طراحی رابط کاربری چقدر اهمیت دارد؟ ممکن است با خود بگویید طراحی و حل مشکلات نرم‌افزاری و در نهایت اجرای درست کد‌های نوشته شده اولویت بسیار بیشتری دارد و از این نظر برای مشتری کافی است! من تأکید می‌کنم این تفکر کاملاً اشتباه و بر خلاف قوانین UX خواهد بود. چرا که اولین واکنشی که کاربر شما با محصول خواهد داشت بازخورد‌های مربوط به ظاهر، مکان‌ها، چیدمان، قلم و در کل رابط کاربری آن خواهد بود. اگر شما به این فکر کنید که تنها با یک ظاهر عادی و کد‌های بک‌اندی بسیار عالی یک محصول را به بالا‌ترین درجهٔ فروش خود برسانید، سخت در اشتباه هستید. تمامی محصولاتی که کاربران آن‌ها وفادار هستند و ترجیح می‌دهند آن‌ها را برای دیگران هم پیشنهاد بدهند، از قوانین UX و UI به درستی تبعیت کرده‌اند. حتی در محیط‌های توسعه که کاملاً تخصصی هستند، یک رابط کاربری در‌دسترس، قابل درک و راحت بسیار پرطرفدار‌تر از یک محیط سخت و خُشک خواهد بود. قبل از هر چیز این نکته را یادآوری می‌کنم، فونت (قلم) در ظاهر برنامه یک اصل اساسی است و می‌تواند به اندازهٔ بسیار چشم‌گیری در زیبا بودن و برعکس بی‌ریخت بودن ظاهر برنامهٔ شما موثر باشد. اینکه شما با یک قلم پیشفرض مانند Tahoma یا Arial محصول خود را نهایی کنید نشان‌دهندهٔ آن است که هیچ اطلاعی در مورد طراحی رابط کاربری ندارید و صرفاً با معلومات فنی و کد‌نویسی خود سعی در توسعهٔ محصول و انتشار آن داشته‌اید! از نظر من این یکی از ناشیانه‌ترین رفتار‌هایی است که باعث می‌شود محصولات و یا همان نمونه‌کار‌های شما بیشتر از آنچه که باید دیده نشوند. بنابراین، پیشنهاد می‌کنم قبل از انتشار محصول نهایی حتماً به ظاهر آن توجه کنید که در این مقاله صرفاً به یکی از گزینه‌های بسیار مهم در طراحی رابط کاربری اشاره می‌کنم. فونت‌هایی که پیشنهاد می‌کنم به دو دستهٔ تجاری و آزاد خواهند بود که بر اساس شرایط توسعهٔ خودتون می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. فونت‌های آزاد (طراحی و توسعه توسط دوستمون صابر راستی‌کردار) وزیر صمیم شبنم تنها گندم پرستو ساحل ناهید جهت مقایسهٔ این فونت‌ها به این لینک مراجعه کنید. فونت‌های تجاری (طراحی و توسعه توسط دوستمون مسلم ابراهیمی) ایران یکان ایران سنس دانا فرهنگ انجمن دماوند پیدا کتیبه مانلی و ... جهت بررسی و مقایسه‌ به این لینک مراجعه کنید. درضمن، در رابطه با فونت‌های لاتین تمامی این فونت‌ها شامل نوع لاتین مثل Roboto می‌باشند که در زمان استفاده خودتون باید انتخاب کنید اعداد و نشانه‌گذاری‌ها به سبک لاتین باشند یا فارسی و عربی. در انتخاب فونت نسبت به هدف پروژه دقت کنید، برای مثال در اپلیکیشن‌های کسب‌و‌کار نباید از فونتی مثل تحریر، تاهوما، مانلی یا چنین سبک‌ها استفاده کنید. این کار بسیار اشتباهیه! وزن‌ها تنوع وزن‌ها به طراح این امکان را می‌دهد تا نزدیکترین ضخامت به ایدآل خود را انتخاب کند. در نظر داشته باشید انتخاب وزن‌های مناسب در جای مناسب خود بسیار مهم است. برای مثال، انتخاب یک وزن سبک برای عنوان مناسب نیست! همچنین انتخاب یک وزن Bold, Ex Bold, Black و ضخیم‌تر هم برای توضیحات و متن‌های طولانی مناسب نمی‌باشد. انتخاب صحیح برای عنوان نوع Bold یا Black و انتخاب صحیح برای متن‌های طولانی، توضیحات و غیره نوع Light و یا Regular است. بنابراین، در انتخاب نوع قلم با وزن مناسب باید دقت کرد تا بخش‌های پر اهمیت با بخش‌های کم اهمیت بر اساس اولویت در خوانده شدن متمایز شوند. هایرآرکی (سلسله مراتب) در تایپوگرافی چیست؟ هایرآرکی (Hierarchy) در تایپوگرافی یعنی اینکه نوشته‌ها را طوری کنار هم قرار دهیم که مهم‌ترین جمله اول خونده شود و به ترتیب، نوشته‌های کم اهمیت‌تر به ترتیب اهمیت خوانده شوند. این یک قانون است که وقتی همه چیز را مهم کنیم در واقع هیچ چیز مهم نیست! وقتی به همهٔ دانشجویان کلاس نمرهٔ ۲۰ بدهید یعنی هیچ‌کدام از آن‌ها بهترین نیستند. در طراحی اگر چند گزینه را بر روی صفحه قرار دهید لازم است جذاب‌ترین قسمت را برجسته‌تر از بقیه نشان بدهید. با این کار ما یک دروازهٔ زیبا برای ورود ساخته‌ایم. کاربر با دیدن این جملهٔ جذاب که شما طوری آن را طراحی کرده‌اید که زودتر از بقیه دیده و وارد ماجرا شود. اما اگر فکر کرده‌اید کار تمام است اشتباه کرده‌اید. باز هم به همین ترتیب باید ادامه بدهید. یعنی با ترفند‌های تایپوگرافیک کاری کنید که دومین جمله مورد نظرتان واقعاً در اولویت دوم دیده شود. از طرفی ممکن است ترتیب ارائه اطلاعات مهم باشد، عنوان اصلی، زیر عنوان، تیتر‌ها، متن اصلی و توضیحات پاورقی و … این مثال تصویری به خوبی موضوع سلسه مراتب در تایپوگرافی را نشان می‌دهد: در تایپوگرافی چندتا سلسله مرتبه داشته باشیم؟ عنوان اصلی (تیتر) عنوان فرعی (زیر تیتر) متن (بدنه مطلب) اطلاعات جزئی (توضیح عکس، ارجاع به منابع) چطور طراحی متن از نوع سلسله مراتبی ایجاد کنیم؟ شاید این راه‌ حل در ذهن شماست که هرچه مهم‌تر و مقدم‌تر است را بزرگتر می‌نویسیم. اما باید بگوییم که اینطور نیست. برای برجسته کردن یک متن از دیگری باید تضاد ایجاد کنیم و تضاد فقط با تغییر اندازه ایجاد نمی‌شود. مواردی از قبیل: تغییر نوع فونت، وزن فونت، رنگ فونت، ایتالیک یا ایرانیک بودن، کشیدگی حروف و فضا همه مواردی هستند که به کمک آنها می‌توان تضاد ایجاد کرد. همینطور که در مثال بالا می‌بینید اولین جمله کوچکتر و نازک از جمله دوم است اما در مرتبه اول قرار دارد. در اینجا نوع رنگ و فضا باعث برجستگی جمله اول است. در طراحی وب عمومی‌ترین روش برای انجام طراحی سلسله‌مراتبی در تایپوگرافی استفاده از برچسب های هدینگ در HTML است. از H1 تا H6 مهمترین عنوان‌ها تا کم اهمیت‌ترین نوشته‌ها را طبقه بندی کنید. قواعد سلسله‌مراتبی به جز تایپوگرافی در هر نوع طراحی دیگر نیز وجود دارد و می‌توان با رعایت آن قدرت تاثیر‌گذاری بخش‌های مختلف را کنترل و نظم دهی کرد. اگر آیتم‌های طراحی شما خیلی زیاد هست درست نیست که تعداد تقسیم بندی و سلسله مراتب را زیاد کنید. این کار باعث آشفتگی خواهد شد. در برخی از محصولات که مذهبی هستند فونت‌ها می‌توانند اختصاصی باشند مثل فونت کتیبه، رهروان. اینکه فونت‌های آزاد نیازی به هزینه ندارند و برعکس فونت‌های تجاری اغلب در اوج راه‌اندازی کسب‌و‌کار‌ها نیاز به مجوز‌های گران قیمتی هستند شکی نیست! پیشنهاد من این است ابتدا از نسخه‌های رایگان مثل فونت صمیم استفاده کنید این خیلی بهتر از فونت پیشفرضی مثل Tahoma یا Arial خواهد بود، در طراحی نرم‌افزار این مسائل بسیار مهم هستند. چه موقع باید از فونت‌های تجاری استفاده کرد؟ پیشنهاد من این است زمانی که کسب‌و‌کار شما با جدیت وارد بازار کار شد می‌توانید از مجموعهٔ فونت‌ایران درخواست فونت‌های تجاری کنید، معمولاً به آدرس هر وب‌سایت و برای هر پروژه یک مجوز ارائه می‌کند. بعد از راه‌اندازی کسب‌و‌کارتان، فونت را در قالب مجوز‌های غیر‌تجاری و یا کسب‌و‌کار‌های کوچک سفارش بدهید تا بتوانید با هزینه‌های بسیار پایین‌تر و تا زمانی که پروژهٔ شما درآمد میلیونی نداشته باشد از آن مجوز‌ها استفاده کنید.
  4. 1 امتیاز
    من یک زمانی خدای روی زمینم ++C بود حدودا یک سال و نیم فقط ++C کار بودم تمام تلاشم این بود که همه چیز رو با سیپلاس‌پلاس بنویسم اما بعد فهمیدم ابزار امده تا کار رو برای مکانیک آسان تر کنه ن این که کار رو سخت کنه مثل این میمونه که شما از آچار فرانسه برای باز کردن پیچ استفاده کنی، زبان هم دقیقا همین طوره. ممنون خیلی مفید بود.
  5. 1 امتیاز
    سلام و درود خدمت دوستان عزیز، همانطور که می‌دانید مهمترین و شاید بزرگترین سوال در حوزهٔ برنامه‌نویسی این است که من باید کدام زبان برنامه‌نویسی را انتخاب کنم؟! واقعیت امر این است که این سوال همیشه از سمت علاقه‌مندان مطرح شده است اما هیچگاه یک پاسخ اساسی در مورد آن ارائه نشده است. البته اساتید و برنامه‌نویسان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که زبان‌های برنامه‌نویسی به عنوان ابزار‌های کمک کار ما کاربرد دارند و به هیچ عنوان نمی‌توان یک زبان را به عنوان اولین و آخرین انتخاب در نظر گرفت، اما شناخت در مورد آن‌ها کمک بسیاری در انتخاب ابزار‌های مناسب خواهد کرد. در این پُست من قصد دارم در رابطه با انتخاب یک زبان برنامه‌نویسی بر اساس نیاز و علایق صحبت کنم تا شما عزیزان بتوانید به یک نتیجهٔ مطلوب برسید. بنابراین، قبل از هر چیز این بسیار مهم است که بدانیم یک زبان برنامه‌نویسی چیست! و چرا باید از آن استفاده کنیم؟! اجازه دهید نگاهی به دلیل استفاده از زبان برنامه‌نویسی داشته باشیم، چرا از زبان برنامه‌نویسی استفاده می‌کنیم؟ به برقراری ارتباط با یکدیگر فکر کنید، انسان برای برقراری ارتباط با هم‌نوعان نیاز به ابزاری به نام زبان دارد که عناصر اساسی آن حروف است. برای مثال حروف خ-ا-ن-ه با ترکیب شدن به خانه تبدیل شده و شما می‌توانید آن را درک کنید و این کدی است که شما توسط آن با جهان بیرون خود ارتباط برقرار می‌کنید. ممکن است کد‌های شما توسط یک زبان دیگر مانند زبان انگلیسی ساخته شود، برای مثال h-o-m-e حرفی است که که نتیجهٔ آن Home خواهد بود. در کشور ما معمولاً زبان مادری هریک از ما فارسی، ترکی (آذربایجانی)، عربی، کردی، لُری و دیگر موارد هستند که به صورت بومی آن را فرا می‌گیریم و با تسلط بسیاری از آن استفاده کرده و منظور هم‌نوعان خود را درک می‌کنیم. در بحث کامپیوتر، استفاده از زبان انسانی تا حدی کاربرد دارد که فقط خود انسان آن را درک خواهد کرد نه ماشین! چرا که زبان بومی و اصلی کامپیوتر (ماشین) ۰ و ۱ است نه کاراکتر و حرف! ماشین‌ها برای برقراری ارتباط و درک منظور انسان از واحد ۰ و ۱ استفاده می‌کنند که مجموعه‌ای از آن‌ها به عنوان دستورالعمل‌های مشخصی برای کامپیوتر قابل درک است. مغز کامپیوتر یعنی واحد پردازشگر مرکزی (CPU) به عنوان پردازندهٔ مرکزی تمامی داده‌های شما را در قالب ۰ و ۱ شناسایی می‌کند و آن‌ها را درک خواهد کرد. بنابراین زبان بومی ماشین بر خلاف انتظار برای انسان بسیار دشوار است و اگر به فکر این باشید که بخواهید از طریق آن با کامپیوتر ارتباط برقرار کنید شما یک دیوانهٔ تمام عیار بشمار خواهید آمد! اجازه دهید منظورم را ساده‌تر کنم، کامپیوتر منظور شما را از home درک نخواهد کرد! اما اگر به آن بگویید 01101000 01101111 01101101 01100101 مسلماً خواهد فهمید که منظور شما از آن یعنی home است! حالا اگر منظور شما سلام دنیا باشد باید به کامپیوتر بگویید 01101000 01100101 01101100 01101100 01101111 00100000 01110111 01101111 01110010 01101100 01100100 و همینطور برای برقراری ارتباط بیشتر باید هزاران، میلیون‌ها و میلیارد‌‌ها ۰ و ۱ را با اصول زبان ماشین در کنار هم قرار دهید تا شاید بتوانید یک دستورالعمل ساده برای انجام یک کار را به آن انتقال دهید! احمقانست نه؟! وقت و زمان برای ما انسان‌ها بسیار با ارزش است و مسلماً به هدر دادن آن به این روش هرچند دانش بسیار بالایی از مهندسی کامپیوتر می‌طلبد اما حتی اگر شما یک دانشمند هم باشید بکار گیری این روش دیوانگی محض است! ما که کامپیوتر نیستیم! ما انسانیم ساختار کامپیوتر بسیار شبیه به ساختار انسان است، همانطور که خالق انسان، خداوند یکتا او را آفرید به آن نیز هوش و قدرتِ تفکر داد تا بتواند بر اساس آن رشد کرده و در مسیر پیشرفت قدم بردارد، انسان نیز از دانسته‌های خود برای ساخته‌هایش استفاده می‌کند. کامپیوتر‌ها به عنوان ابزار‌های ساخت دست بشر دارای ساختار بسیار ساده ولی در عین حال بسیار پیچیده هستند که انسان برای برنامه‌ریزی آن نیاز به ابزار‌هایی دارد (ابزار‌هایی برای ایجاد دستورات قابل درک برای ماشین). ابزار‌های برنامه‌ریزی برای کامپیوتر همانطور که اشاره شد، کامپیوتر‌ها هیچ درکی از کد‌هایی که انسان می‌نویسد ندارند! بنابراین ما نیاز به ابزاری داریم تا منظور خود را برای درک کامپیوتر ارائه دهیم. حال آن ابزار می‌تواند یک مفسر (Interpreter) باشد یا یک کامپایلر (Compiler) ! هر دوی این ابزار‌ها وظیفهٔ دریافت زبان سطح بالا (نزدیک به زبان انسان) و تبدیل (ترجمهٔ آن) به زبان ماشین است. با تفاوت اینکه مفسر‌ها کد‌های نوشته شده را خط به خط تفسیر کرده و آن‌ها را برای پردازنده اجرا می‌کند، در حالی که کامپایلر تمامی کد‌ها را به شیء و هر شیء را به کد باینری یکجا ترجمه کرده و هرجا که نیاز بود آن‌‌ها توسط پردازنده اجرا می‌شوند. به بیان ساده‌تر فرض کنید قرار است به زبان روسی صحبت کنید، شما دو روش خواهید داشت: صحبت کردن به زبان روسی به صورت مستقیم استخدام یک مترجم، صحبت با مترجم و ترج گفته‌های شما توسط مترجم به طرف مقابل برخی از مزایا و معایب کامپایلر و مفسر نسبت به یکدیگر نکته ۱: مفسر‌ها کد‌های نوشته شده را به صورت خط به خط تفسیر و ترجمه می‌کند اما کامپایلر‌ها آن‌ها را یکجا ترجمه می‌کند که دارای یک خروجی مانند یک فایل اجرایی است. نکته ۲: برنامهٔ تولید شده تحت کامپایلر توسط سخت افزار (ماشین واقعی) اجرا می‌شود در صورتی که برنامهٔ تولید شده با مفسر توسط نرم‌افزار (ماشین مجازی) اجرا می‌شود. نکته ۳: کامپایلر‌ها عملیات بهینه‌سازی یا همان (Optimization) را در آخرین مرحله از کامپایل (ترجمه) انجام می‌دهند، در صورتی که مفسر‌ها عملیات بهینه سازی را در زمان تبدیل انجام می‌دهند. نکته ۴: سرعت اجرای کد‌های کامپایل شده بسیار بیشتر از کد‌های تفسیر شده است. برای مثال اگر حلقه‌ای را در نظر داشته باشید که قرار است ۱۰ بار اجرا شود، آن حلقه در حالت مفسر ۱۰ بار تفسیر شده و ۱۰ بار توسط پردازنده اجرا خواهد شد! در حالی که در حال کامپایل شده حلقه یک بار ترجمه می‌شود و نتیجهٔ آن یک بار توسط پردازنده در زمان نیاز اجرا می‌شود! این بسیار مهم است و در پردازش‌های بسیار بزرگ سرعت برنامه‌های کامپایل شده به شدت بالاتر از تفسیر شده‌ها است. نکته ۵: کد‌های تولید شده توسط مفسر سطح بالاتری نسبت به کد‌های تولید شده توسط کامپایلر دارند در واقع آن‌ها تقریباً قابل خواندن هستند اما کد‌های تولید شده توسط کامپایلر غیر قابل خواندن است. نکته ۶: امنیت برنامه‌های کامپایل شده و همچنین دسترسی به منابع کد آن‌ها از امنیت بیشتری نسبت به برنامه‌های تحت مفسر دارند. نکته ۷: برنامه‌های تفسیر شده وابستگی خاصی به سیستم‌عامل ندارند و در هر جایی که برنامهٔ تفسیر کننده موجود باشد اجرا خواهند شد، در صورتی که برنامه‌های کامپایل شده برای هر نوع سیستم‌عامل متفاوت باید مجدداً کامپایل شود که البته برای اجرای آن نیازی به نصب بودن کامپایلر بر روی سیستم‌عامل نیست. نکته ۸: کامپایلر‌ کد برنامه را به صورت کامل به کُد ماشین ترجمه می‌کند، بنابراین زمان اجرای آن بسیار کم تر است و انتخاب بسیار خوبی برای دوست‌داران سرعت است. نکته ۹: استفاده از زبان‌های مفسری برای توسعه‌دهندگان مبتدی آسانتر از نوع کامپایلری می‌باشد بنابراین یادگیری و استفاده از این نوع زبان‌ها نسبتاً سریعتر و راحت‌تر از نوع کامپایلری است. فرایند توسعهٔ نرم‌افزار در این فرایند کامپایلر برنامه را می‌سازد سپس همه دستورات زبان را از نظر صحت تجزیه و تحلیل می‌کند و اگر دستوری غلط باشد، اخطار می‌دهد. در صورتی که خطایی وجود نداشته باشد همهٔ کد‌ها را به کد ماشین تبدیل می‌کند که در نهایت فایل‌های مختلفی را به برنامه اجرایی اضافه می‌کند و در نهایت برنامه را اجرا می‌کند. در حالی که مفسر برنامه را می‌سازد اما، فرایند افزودن فایل اجرایی به برنامه یا تولید کد‌های ماشین وجود ندارد بلکه دستورات کد منبع خط به خط در حین زمان اجرا یا به اصطلاح Run-time اجرا می‌کند. دسته‌بندی زبان‌های برنامه‌نویسی زبان‌های مفسری: Perl ,Php, Ruby, Python, JavaScript, Forth, JavaScript زبان‌های کامپایلری: C, C++, Clean, Go, Fortran, Haskell, Java, C#, Objective-C, Swift, Rust, D, Delphi, Scala کدام زبان در چه حوزه‌ای کاربرد دارد؟ با توجه به تعاریف بالا نوبت آن رسیده است تا زبان برنامه‌نویسی مورد نظر خود را بر اساس نیاز و قابلیت‌هایی که آن در اختیار توسعه‌دهنده قرار می‌دهد انتخاب کرد. حوزه‌های کاربردی زبان‌های برنامه‌نویسی متناسب با کاربرد و رسالت آن‌ها مشخص می‌شود، به طور کلی زبان‌های برنامه‌نویسی را بهتر است به دو دستهٔ اصلی و فرعی جدا کنیم. در دستهٔ اصلی زبان‌هایی که پایه و اساس کتابخانه‌ها، نرم‌افزار‌های عظیم، انجین‌ها و همچنین خود زبان‌های برنامه‌نویسی می‌باشند را زبان مادر و اصلی و تمامی زبان‌هایی که به عنوانی جهتِ مکمل سازی و یا محصول نوع سوم برای اهداف تجاری ساخته شده‌اند را فرعی می‌گوییم. زبان‌های اصلی و مادر: C و ++C زبان‌های اصلی و فرعی: Python, Java, Delphi, C#, Swift, Objective-C, Php, JavaScript زبان‌های مکمل رابط کاربری: JavaScript, CSS, Xaml, Xhtml, Html, QML درنظر داشته باشید کتابخانه‌ها و برنامه‌های اساسی و پایه که بخش اعظمی از آن‌ها توسط زبان‌های سی++ و سی نوشته می‌شوند در صورت نیاز برای زبان‌های دیگر نیز قابل استفاده هستند. به عنوان مثال سیستم‌عامل‌ها، نرم‌افزار‌های عظیم، انجین‌های بازی‌سازی، کتابخانه‌های پرکاربرد و مهم همهٔ آن‌ها توسط زبان‌های اصلی توسعه یافته‌اند اما در صورت نیاز می‌تواند از کتابخانه‌های نوشته شده توسط زبان‌های اصلی در زبان‌های فرعی نیز استفاده کرد. شاید اینطور به نظر برسد که اگر با زبان‌های اصلی هر کاری می‌توان انجام داد، پس چرا زبان‌های دیگر را مورد استفاده قرار می‌دهیم؟! جواب سوال این است که زبان‌های اصلی و مهم نیاز به دانش بسیار از لحاظ معماری سیستم‌عامل، کامپایلر و دیگر شاخه‌های علوم کامپیوتر هستند و نحوِ کُد‌نویسی در آن‌ها نسبت به زبان‌های دیگر مانند جاوا، پایتون، سی‌شارپ و غیره دشوار‌تر است. بنابراین ممکن است انتخاب اول برنامه‌نویسان مبتدی نباشند اما کاربرد آن‌ها جنریک (عمومی) است. اشاره به کاربرد زبان‌های محبوب در حوزه‌های مختلف: توسعهٔ وب‌سایت: C++, Java, Php, JavaScript, C#, Ruby, Python توسعهٔ نرم‌افزار‌های موبایل: , C++, Java, C#, Objective-C, Swift, JavaScript, Kotlin توسعهٔ نرم‌افزار‌های دسکتاپ: C/C++, Java, Delphi, VB.Net, C#, JavaScript, Objective-C توسعهٔ نرم‌افزار‌های اِمبِد: C/C++, Python توسعه‌‌ی بازی‌های کامپیوتری: ++C و #C توسعهٔ هوش مصنوعی: C++,Python, R, Prolog, Java, Haskell, AIML توسعهٔ رابط‌کاربری: JavaScript, QML, XAML نکتهٔ قابل توجهی از کاربرد زبان‌های اصلی در این است که خود آن‌ها وابستهٔ زبان برنامه‌نویسی و محدود بر یک حوزه نیستند و به اصطلاح زبان مادر بشمار می‌آیند که و در تمامی حوزه‌ها کاربرد دارند. کاربرد در صنایع و حوزه‌های مختلف بر اساس ویژگی‌هایی که یک زبان برنامه‌نویسی ارائه می‌دهد بسیار مهم است. برای مثال Python, R, Prolog و غیره در حوزهٔ هوش مصنوعی و بیگ دیتا بسیار ساده‌تر به کمک توسعه دهندگان می‌آید. در توسعهٔ وب‌سایت زبان‌های برنامه‌نویسی Node.JS, Php, C#, Asp.Net محبوبیت بیشتری دارند. اما می‌توان با توجه به این پست وب‌سایت‌های بسیار سریع و بهینه‌ای را توسعه داد که بی شک نیاز به دانش بسیار بالایی دارد و بهتر است در اهداف خاص از آن استفاده شود. در حوزهٔ موبایل‌ در پلتفرم iOS دو زبان Swift و Objective-C به عنوان زبان اصلی پلتفرم‌های iOS, tvOS و watchOS به شمار می‌آیند. در حوزهٔ اندروید (Android) زبان‌های Java و Kotlin به عنوان انتخاب‌های اول توسعه‌دهندگان مطرح می‌شند در صورتی که بسیاری از کتابخانه‌های اندروید تحت C و ++C توسعه یافته و حتی می‌تواند با استفاده از ++C اپلیکیشن‌ و بازی‌های بسیار سریعتری را تولید کرد. در حوزه‌های صنایع بازی‌سازی زبان‌هایی مانند #C نیز کاربرد دارند، اما ترجیح اول و اصلی در این حوزه بکارگیری ++C است چرا که هیچ زبانی به جز آن نهایت سرعت را ارائه نخواهد داد. آمار‌ها و محبوبیت‌ها سالانه طبق گزارش بسیاری از مراجع نمودار‌ها و آمار‌هایی در رابطه با ایندکس شدن زبان‌های برنامه‌نویسی ارائه می‌شود که نمونه‌ای از آن‌ها TIOBE است. متاسفانه باید گفت مقایسهٔ چنین مراجع بر اساس ویژگی‌هایی که در بالا توضیح دادیم صورت نمی‌گیرد و صرفاً بر اساس محبوبیت بین کاربران گزارش داده می‌شوند. برتری زبان نسب به زبان دیگر بر اساس چنین آمار‌هایی اشتباه بوده و توسط آن نمی‌توان یک زبان را به عنوان انتخاب اول در نظر گرفت. همچنین اگر دقت کنید مقایسهٔ زبان‌های برنامه‌نویسی اسکریپتی با کامپایلری و همچنین زبان‌هایی مانند SQL در بین آن‌ها وجود دارد که از لحاظ منطقی درست نیست چرا که کاربرد زبان‌ها با یکدیگر متفاوت بوده و ملاک آماری این مراجع فقط استقبال کاربران است. تعاریف و هِدایت‌های اشتباه به سمت یک زبان برنامه‌نویسی متاسفانه مشاهده می‌شود که در بسیاری از گروه‌ها و سایت‌های برنامه‌نویسی چندین زبان برنامه‌نویسی را به عنوان بهترین انتخاب معرفی می‌کنند و دلیل انتخاب آن‌ها را مشاهدهٔ رتبه‌های آن بر اساس ایندکس‌های برخی از مراجع و یا طرفداری بعضی از شرکت‌ها و تعصبات بی هدف است! باید در نظر داشته باشید قدرت و ویژگی‌های یک زبان ربطی به محبوبیت آن ندارد. اگر احساس می‌کنید شرکت‌ها تقاضای متخصص زبان برنامه‌نویسی خاصی را دارد که تکرار می‌شود به آن معنی نیست که زبان‌های برنامه‌نویسی دیگر در حال منسوخ شدن یا کنار گذاشتن هستند. ارزش زبان ملاک برتری آن است نه محبوبیتش! به عنوان مثال اگر JavaScript رتبهٔ اول از نظر محبوبیت را دارد به آن معنا نیست که Php در حال منسوخ شدن است! هر زبانی کاربرد خودش را نسبت به اهداف و ویژگی‌های خود دارد. آیا زبان ماشین منسوخ شده است؟! خیر! این چه سوالیه!!؟ چنین افکار بیهوده را از ذهن خود بیرون بریزید! تمامی زبان‌های کامپایلری در نهایت کد‌هایشان توسط کامپایلر به زبان ماشین یعنی assembly تبدیل می‌کنند. مثال زیر کد ++C است: خروجی آن به زبان ماشین (Assembly) در کامپایلر GCC به صورت زیر خواهد بود: انتخاب چند-سکویی پیشنهاد می‌شود یا خیر؟ لازم بذکر است که بدانید، ابزار‌های چند-سکوی بسیاری وجود دارند که به شما اجازه می‌دهند بدون داشتن دانش آنچنانی در رابطه با زبان‌های برنامه‌نویسی متعددِ مخصوص سکو‌های هدف محصول خود را توسعه دهید. برخی از آن‌ها عبارتند از Xamarin و یا React Native که متاسفانه به دلیل ساختار نامطلوب تبدیل کد‌های نوشته شده نتیجهٔ نهایی آن‌ها آنچنان خوب مانند محصولات واقعی زبان بومی نیستند چرا که کد‌های آن‌ مستقم به زبان ماشین ترجمه نمی‌شوند. اما این بسیار مهم است که بدانید ابزار‌های بومی چند-سکویی واقعی انتخاب بهتری برای این امر بشمار می‌آیند که معروفترین آن‌ها Qt است که به صورت بومی بدون اُفت کیفیت محصول نهایی به شما اجازهٔ توسعه محصول در سکو‌های مختلف را می‌دهد که مسلماً دانش بسیار بالایی از سی++ را می‌طلبد. در نتیجه اگر به دنبال محصول با کیفیت در حوزهٔ چند-سکویی هستید باید دانش بالایی از ++C داشته باشید. نکته: در نظر داشته باشید زبان‌های کامپایلری خود به دو دسته نیز تقسیم می‌شوند که برخی از آن‌ها به صورت مستقیم کد‌های نوشته شده را به کد ماشین ترجمه می‌کنند و برخی از آن‌ها کد نوشته شده را به یک زبان میانی تبدیل و سپس آن را توسط برنامهٔ مجازی برای ماشین برنامه‌ریزی می‌نمایند. بهتر است توجه داشته آن‌ها مزایا و معایبی نیز خواهند داشت. زبان‌های کامپایلری در دو دسته‌‌ی بومی (Native) و مجازی (Virtual) کامپایل از نوع بومی روشی است که کد‌های نوشته شده‌ را به صورت مستقیم به کُد ماشین ترجمه می‌کند. کامپایل از نوع مجازی روشی است که کد‌های نوشته شده‌ را ابتدا به کُدمیانی (کد‌مشترک یا همان بایت کُد - Byte Code) در جاوا و زبان میانی (CIL) در Net. تبدیل می‌کند که خودِ آن شبیه به کُد ماشین است. در این فرایند کد مربوطه توسط کامپایلر مخصوص یعنی JIT (کامپایلری از نوع Just-In-Time) در زمان اجرا توسط سیستم‌عامل، به دستورالعمل‌های قابل فهم برای پردازنده‌ تفسیر و اجرا می‌شود (که این فرایند شبیه به فرایند عملکرد اجرایی مفسر‌ها است). زبان‌های بومی (زبان‌هایی که کد‌ آن‌ها به کد ماشین به صورت مستقیم توسط کامپایلر قبل از اجرای آن‌ها توسط سیستم‌عامل، ترجمه می‌شوند که به اصطلاح ahead-of-time (جلوتر از زمان) یا همان AOT نام دارد) مانند: C, C++, Rust, Haskell, Clean, Swift, Go, Fortran, D زبان‌های مجازی (زبان‌هایی که کد آن‌ها توسط یک رابط میانی به زبان مشترک ترجمه می‌شود) : Java و #C مزایا و معایب زبان‌های کامپایلری از نوع کلاس بومی (Native) از سرعت بسیار بالایی برخوردار هستند (دلیل آن ترجمهٔ مستقیم کد‌ها به کد ماشین است) در مقابل بزرگترین مزیتی که زبان‌های نوع کلاس مجازی (Byte Code) دارند به خاطر وجود یک برنامهٔ واسط جهت شبیه‌سازی کد‌های ترجمه شده به کد قابل فهم برای پردازنده، اجرا شدن آن‌ها در هر پلتفرم بدون کامپایل مجدد امکان پذیر است که البته این ویژگی خود نیازمند نصب بودن JVM بر روی پلتفرم مربوطه می‌باشد. در نوع بومی برای اجرا در هر پلتفرم لازم است سورس کد‌ها را برای پلتفرم مقصد کامپایل کنید که نیازی به وجود ماشین مجازی مانند JVM یا برنامهٔ خاصی ندارد. سریع‌ترین زبان برنامه‌نویسی کدام است؟ شاید پاسخ به این سوال به گونه‌ای تعصبی به نظر برسد، اما واقعیت این است که باید حقیقت را پذیرفت! با توجه به دلایلی که به نوع زبان‌های کامپایلری آورده شده است مشخص است که سریع‌ترین نوع زبان‌های برنامه‌نویسی باید در دستهٔ شاخهٔ کامپایلری و کلاس Native قرار گرفته باشند چرا که در این مبحث زبان‌ها کامپایلری (مجازی) و مفسری حرفی برای گفتن ندارند. جهت تثبیت آن مستنداتی از بنچ‌مارک‌های رسمی از شرایط خاص آورده شده است که به صورت زیر آن‌ها را می‌توانید بررسی کنید: مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و C# .Net Core مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و C مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و Java مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و Rust مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و Go مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و JavaScript مقایسهٔ سریعترین عملکرد بین ++C و Python حقیقت این است ++C در بدترین حالت ممکن بدون بهینه‌سازی کد‌ها و فلگ‌های خاص حداقل ۲ تا ۴ برابر سریعتر از زبان‌های کامپایلری دیگر است! تلخ‌ترین حقیقت نیز این خواهد بود که ++C حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ برابر سریع‌تر از زبان‌های مفسری است! با توجه به تجربیات شخصی در صورتی که نوع کامپایلر Clang باشد سرعت کد‌ها به چند برابر از این نیز خواهد رسید! همچنین باید در نظر بگیرید اگر کد‌های شما خارج از اصول استاندارد زبان باشد ممکن است نتایج آن به تساوی و حتی پایینترین حالت ممکن برسد. سخن آخر، برای انتخاب زبان برنامه‌نویسی و به دست آوردن مهارت در آن و در نهایت تبدیل دانش به یک محصول نرم‌افزاری، بهتر است بر اساس نوع (کامپایلری یا مفسری بودن)، اهمیت سرعت، ویژگی‌های آن و کاربردش در حوزه‌های مختلف تصمیم بگیرید نه بر اساس تعصب و علاقه. دقت کنید که زبان‌های برنامه‌نویسی ابزار‌های برنامه‌نویسی بوده و هرچقدر جعبه ابزار شما کامل باشد توانایی و مهارت شما در توسعهٔ حوزه‌های مختلف بیشتر خواهد بود. در صورتی که می‌خواهید در رابطه با انواع روش‌های کامپایل و تفاوت‌های کامپایل Native، Cross Compile و JIT آشنا شوید، پیشنها می‌شود مقاله زیر را مطالعه فرمایید.
  6. 1 امتیاز
    خب ! Build System چیست ؟ تمام برنامه‌هایی که می‌نویسیم، معمولاً یک main.c دارند که نقطهٔ‌شروع (start point) برنامهٔ‌ما هست. آیا همیشه همین یک فایله ؟ آیا همیشه نیازه که به یک‌صورت برنامه‌ را کامپایل کنیم ؟ خب مسلماً جواب "نه" هست. چرا که ممکنه برنامهٔ شما دارای ده‌ها فایل داشته‌باشه، و نیاز داشته‌باشید که هر فایل رو به صورت‌خاصی با فلگ‌های خاصی کامپایل‌کنید. اینجاس که "بیلد سیستم‌"ها وارد کار میشوند. به احتمال زیاد نمونه‌های زیادی مشاهده کردید که وقتی یک سورسی‌را (source) از مخازن آنلاین گیت، مثل گیت‌هاب یا گیت‌لب دریافت می‌کنید در فایل‌ راهنما (README.md) در بخش Build نوشته که وارد دایرکتوری بشید و دستور make و بعد make install را وارد کنید، دقیقاً کاری که می‌کنید اینکه برنامهٔ GNU Make را صدا می‌زنید که فایل تنظیمات رو از دایرکتوری جاری بخواند و دستورات تعیین شده رو انجام بده، این دستورات در فایلی به نام Makefile‌ نوشته میشود. نصب کردن GNU Make این برنامه معمولاً روی تمام سیستم‌عامل‌های معقول مثل GNU/Linux یا اقوام BSD نصب هست، درصورتی‌که نبود می‌توانید با استفاده از مدیربسته‌ٔ سیستم‌عاملتون اقدام به نصب کنید، مثلاً برای نصب روی سیستم‌عامل Debian - Ubuntu - Ubuntu Mint می‌توانید به این‌صورت عمل کنید : $> apt install make چه کنیم با GNU Make ؟ اوّل از همه باید یک برنامه‌ای داشته‌باشیم که بخوایم براش Build System تعیین کنیم و دستورات Makefileش رو بنویسیم. یک نمونهٔ ساده کد چند تکه‌ای را می‌توانید از این‌قسمت دریافت کنید. ما سه فایل arg.c/arg.h و main.c را به این‌صورت داریم (یک ساختار معقول) : . ├── build ├── obj └── src ├── arg.c ├── arg.h └── main.c خب حالا ما باید Makefile خودمان را داخل دایرکتوری ریشه درست کنیم، قبلاً هم گفتم : "برنامهٔ GNU Make به دنبال فایلی به اسم Makefile یا GNUmakefile یا makefile می‌گرده". در Makefile می‌توانیم‌ما قوانین (rule) برای ساخته شدن چیزی و متغیر‌هایی تعریف کنیم. اینجا من توضیحات خلاصه‌ای را می‌گویم، باقی‌ماندهٔ مطالب را باید از مستندات‌رسمی GNU Make یا راهنمای سریع دنبال کنید. هر قوانین‌ای که تعریف می‌کنیم دارای این ساختار هست : نیازها : هدف‌ها دستورات مثلاً ما می‌خواهیم که برنامهٔ‌کامپایل شدهٔ‌مان، با اسم args در دایرکتوری build/ قرار بگیره. اینجا "هدف"ما میشه build/args و نیازما هم فایل‌های کامپایل‌ شدهٔ arg.c و main.c هست. اوه ! یک هدف دیگه‌هم پیدا شد؛ الآن هدف دوّم‌ما فایل‌های کامپایل شدهٔ obj/arg.o و obj/main.o هست و نیازمان هم سورس‌های این فایل‌ها یعنی src/arg.h و src/arg.c و src/main.c. خب خیلی زیاد شدن، بهتره که از آخر شروع کنیم و نیازهایمان را برطرف کنیم، اوّلین نیاز فایل‌های کامپایل‌شده هستن : obj/main.o obj/arg.o : src/main.c src/arg.c src/arg.h gcc -c -o obj/main.o src/main.c gcc -c -o obj/arg.o src/arg.o * نکته : سعی نکنید دستورات Makefile را از منطقهٔ کد کپی نکنید، کمی تلاش کنید و بنویسید. خب قبول دارم خیلی زیاد و زشت شد، بیاید این قانون (rule) را به دو تیکه قسمت کنیم : obj/arg.o : src/arg.c src/arg.h gcc -c -o obj/arg.o src/arg.c obj/main.o : src/main.c gcc -c -o obj/main.o src/main.c اگر تا انتها متن ادامه بدید حتماً کوتاه‌ترم خواهد شد :). خب؛ object fileها یا همان فایل‌های کامپایل شده‌‌یمان را به دست‌آوردیم. حالا باید قانون (rule) نیاز اوّلمان را بنویسیم، چه چیزی نیاز داشتیم ‌؟ فایل کامپایل شدهٔ build/args که نیاز به object fileها داشت، حالا object fileها را داریم و باید نیاز هدفمان را برطرف کنیم : build/args : obj/main.o obj/arg.o gcc -o build/args obj/main.o obj/arg.o obj/arg.o : src/arg.c src/arg.h gcc -c -o obj/arg.o src/arg.c obj/main.o : src/main.c gcc -c -o obj/main.o src/main.c تمام شد. ما دستورات Build System خودمان را به زبان برنامهٔ GNU Make نوشتیم؛ حالا کافیه که فقط وارد دایرکتوری‌ای که فایل Makefile هست بشیم و از ترمینال برنامهٔ make را فراخوانی کنیم : $> make gcc -c -o obj/main.o src/main.c gcc -c -o obj/arg.o src/arg.c gcc -o build/args obj/main.o obj/arg.o حالا می‌توانیم برنامهٔ خودمان را اجرا کنیم : $> build/args -name Ghasem -family Ramezani Input Name is [Ghasem] Input Family is [Ramezani] دقّت کرده باشید ما توی نوشتن Makefileمان نیازمندی‌هارو یکی بالاتر از دیگری نوشتیم. چرا ؟ به خاطر اینکه GNU Make میاد از اوّل فایل شروع می‌کنه و قوانین (rules)ها را اجرا می‌کنه. بزارید با یک مثال نشان بدم. Makefile زیر را مدنظرتون داشته‌باشید : obj/arg.o : src/arg.c src/arg.h gcc -c -o obj/arg.o src/arg.c obj/main.o : src/main.c gcc -c -o obj/main.o src/main.c build/args : obj/main.o obj/arg.o gcc -o build/args obj/main.o obj/arg.o ما نیاز اصلی خودمان را آخرین قانون (rule) نوشتیم. حالا برنامهٔ make را اجرا می‌کنیم تا رفتارَش را بهتر متوجه بشیم : $> make gcc -c -o obj/arg.o src/arg.c دیدید ؟ خیلی ساده برخورد کرد، اوّلین قانون (rule) را نگاه کرد تنها نیازمندیش فایل‌های src/arg.c و src/arg.v بودن که وابسته به چیزی نبودند و هدفشان را تأمین کردند. اگر بخواهیم باقی قوانین (rules) را فراخوانی کنیم، باید صراحتاً مشخص کنیم : $> make obj/main.o gcc -c -o obj/main.o src/main.c $> make build/args gcc -o build/args obj/main.o obj/arg.o خب دیگه امیدوارم دلیل اینکه‌ما نیازمندی اصلیه خودمان را اوّلین قانون (rule) قرار دادیم را متوجه شده باشید. وقتی make به نیازمندیه obj/arg.o و obj/main.o برای تأمین build/args برمی‌خوره ادامهٔ قوانین را پیمایش می‌کنه تا نیازمندی‌ها را برطرف کنه. (اگر گیج شدید احتمالاً، پیشنهاد می‌کنم همین‌ موارد را روی کاغذ کشیده و قسمت : نیازمندی‌ها و هدف‌ها و دستورات هر قانون را مشخص کنید.) می‌توانیم قوانینی (rules) تعریف کنیم برای کارهای خاصی، مثلاً همان make install، یعنی قانون install را فراخوانی کن؛ حالا ما قانون clean را برای حذف کردن فایل‌های کامپایل‌شده می‌نویسیم : clean : yes | rm -vf build/* obj/* البته باید در اینجا نکته‌ای را هم حواسمان باشد، باید به GNU Make بگوییم که قانون clean ، یک قانون الکی‌هست، و با یک "هدف" اشتباه نشود. به این‌صورت قانون را ویرایش می‌کنیم : .PHONY : clean clean : yes | rm -vf build/* obj/* نگرانی‌ای هم دربارهٔ Wildcard ها نداشته‌باشید، GNU Make دستتون را باز گذاشته :). متغیرها در GNU Make مسلماً هرجا سخنی از متغیر‌است، سر و کلهٔ راحتی‌کار (و تا حدودی پیچیدگی) پیدا می‌شود. ما می‌توانیم متغیرهم داخل Makefile خودمان داشته‌باشیم. مثلاً فرض کنید که نیاز دارید تمام سورس‌کدها با کامپایل clang و سطح‌بهینه‌سازیه 3 کامپایل بشند. نیازی نیست‌که هربار اینارو تایپ کنیم. کافیه براشون متغیرتعریف کنیم : CC = clang OP = -O3 OBJECT = obj/main.o obj/arg.o ARGS = src/arg.c src/arg.h build/args : $(OBJECT) $(CC) $(OP) -o build/args $(OBJECT) obj/arg.o : $(ARGS) $(CC) $(OP) -c -o obj/arg.o src/arg.c obj/main.o : src/main.c $(CC) $(OP) -c -o obj/main.o src/main.c clean : yes | rm -vf build/* obj/* متغیرهای به خصوصی نیز در GNU Make تعریف شده‌اند که می‌توانند کار مارا بسیار راحت‌تر کنند،‌ برای مثال می‌توانیم قانون object file‌ها را به اینصورت بازنویسی کنیم : obj/%.o : src/%.c $(CC) $(OP) -c -o $@ $? برای اطلاعات بیشتر به راهنمای‌سریع GNU Make مراجعه کنید. یادداشت‌ها یا Code Comments برای استفاده از قابلیت Comment گذاری در کد، کافیه که اوّل خط خودتون از کاراکتر # استفاده کنید. خب دوستان، سعی کردم کلیّات مبحث را بگم؛ ابزار Make قابلیت‌های بسیار زیادی داره که حتماً باید خودتون مطالعه کنید. مثلاً خواستید Makefile شما یک Makefile دیگه را صدا بزنه، یا حتیٰ دستورات شرطی اجرا بکند و یا از همه مهم‌تر بر اساس معماری پلتفرم شما عملیات کامپایل را انجام بده و ... . - موفق‌وپیروز باشید. ?
  7. 1 امتیاز
    به احتمال زیاد این بتونه کمکتون کنه. Concurrent Map and Map-Reduce https://doc.qt.io/qt-5/qtconcurrent-index.html
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد
×
×
  • جدید...