رفتن به مطلب
جامعه‌ی برنامه‌نویسان مُدرن ایران

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'استارت‌آپ'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


وبلاگ‌ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد

تالارهای گفتگو

  • انجمن‌های آی او استریم
    • اخبار و اعلامیه‌های سایت
    • اسناد و قوانین مرجع
    • رویداد‌ها و جلسات
    • معرفی محصولات نوشته شده‌ بومی
    • مرکز نظرسنجی جامعه‌ی برنامه‌نویسان
    • مقالات و اسناد مشاوره‌ای
    • مرکز چالش برانگیز برنامه‌نویسان
    • رمز‌های موفقیت
    • ابزار‌ها و نرم‌افزارهای کاربردی برنامه‌نویسان حرفه‌ای
  • استارتاپی و کسب‌و‌کار
    • استارتاپ‌ها
    • سرمایه گذاری
    • شتاب دهنده‌ها
    • پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد
    • مصاحبه با استارت‌آپ‌ها
    • قوانین حقوقی
    • داستان‌های موفقیت
    • کارآفرینان و متخصصین
    • مشاوره اجرای کسب‌وکار
    • اخبار حوزه‌ی استارتا‌پی
    • آگهی‌های استخدامی
  • زبان‌های برنامه نویسی
    • برنامه نویسی در C و ‏++C
    • برنامه نویسی با Java
    • برنامه نویسی با JavaScript
    • برنامه نویسی با Go
    • برنامه نویسی با Python
    • برنامه نویسی با Delphi
    • برنامه نویسی با Ruby
    • برنامه نویسی با VB6
  • طراحی و توسعه وب
    • برنامه نویسی در PHP
    • برنامه نویسی با Node.JS
  • طراحی و توسعه وب اپلیکیشن‌ها
    • طراحی و توسعه در Angular
    • طراحی و توسعه در React.JS
    • طراحی و توسعه در Vue.JS
  • طراحی و توسعه موبایل و اِمبِد‌ها و تلوزیون‌ها
    • برنامه نویسی تحت محصولات اپل
    • برنامه نویسی تحت محصولات گوگل
    • طراحی و توسعه تحت محصولات دیگر
  • برنامه‌نویسی سطح پایین و سیستم عامل‌ها
    • سیستم عامل‌های آزاد
    • سیستم عامل‌های تجاری
    • مباحث آموزشی مرتبط با سیستم‌عامل
  • شبکه و اینترنت
    • مباحث و منابع آموزشي
    • سوالات و مشکلات
  • بانک‌های اطلاعاتی
    • پایگاه داده MySQL
    • پایگاه داده PostgreSQL
    • پایگاه داده SQLite
    • پایگاه داده MongoDB
    • پایگاه داده SQL Server
    • دیگر پایگاه‌های داده
  • برنامه نویسی تحت محصولات اپل
  • برنامه نویسی تحت محصولات مایکروسافت
  • طراحی و توسعه تجربه کاربری (UX) و رابط کاربری (UI)
  • درخواست انجام پروژه (ویژه)
  • سوالات و مباحث عامیانه
  • سطل آشغال

Product Groups

  • کتاب‌ها و مقالات آموزشی

دسته ها

  • علمی
  • استارتاپی
  • برنامه‌نویسی
    • زبان‌های برنامه نویسی
    • معماری‌ها
  • کامپایلر و مفسر
  • محیط‌های توسعه
  • پلتفرم‌های توسعه
  • مجوز‌های نرم‌افزاری
  • فناوری‌ها
    • پردازش تصویر
    • اینترنت اشیاء
    • پردازش ابری (Cloud Computing)
    • چند سکویی (Cross-Platform)
    • بیگ دیتا (Big Data)
    • هوش مصنوعی (AI)
    • سخت افزار
    • نرم‌افزار و اپلیکیشن
    • اینترنت و شبکه
    • رمزنگاری
    • امبد‌ها (Embedded)
  • طراحی
    • تجربه کاربری
    • رابط کاربری

دسته ها

  • عمومی
  • گرافیکی
  • شبکه و ارتباطات

دسته ها

  • کامپایلر‌ها
  • محیط‌های توسعه
  • کتابخانه‌ها
  • ماژول‌ها و پلاگین‌ها
  • محصولات بومی
  • کتاب‌ها و مقالات
  • زبان‌ها و ابزار‌ها
  • طراحی و گرافیک

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


درباره من


شماره تلفن همراه


شناسه گیت‌هاب


شناسه لینکدین


شناسه پیام رسان


شهر


آدرس پستی

14 نتیجه پیدا شد

  1. کامبیز اسدزاده

    استارت‌آپ چیست و چگونه راه‌اندازی می‌شود؟

    استارتاپ چیست و چگونه راه اندازی می‌شود استارتاپ یا استارت‌آپ یک سرمایه‌گذاری به شکل کارآفرینی است که طی آن یک شرکت نوپا ایده‌ی جدیدی برای کسب‌و‌کار ارائه می‌دهد. طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب‌و‌کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیرراه‌اندازی می‌شود. البته اختلاف ‌بر سر تعریف استارتاپ زیاد است؛ اما نکته‌ی مشترک در همه‌ی آن‌ها این است که بر اساس یک ایده‌ی خلاقانه و جدید فعالیت آن‌ها آغاز می‌شود. این ایده‌ها بازار نیازمندی‌ها را هدف قرار می‌دهند و با ارائه‌ی یک محصول یا خدمات جدید و استفاده از تکنولوژی، خیلی سریع رشد پیدا می‌کنند. از آنجایی که هدف از راه‌اندازی یک استارتاپ پیدا کردن مدل کسب‌و‌کار است؛ عمر آن نمی‌تواند طولانی باشد و معمولا بعد از گذشت چند سال به موفقیت می‌رسد یا بودجه‌ی آن تمام می‌شود و شکست می‌خورد. استارتاپ‌ها برای شروع فعالیت خود لزوما نیازی به ثبت شدن شرکت ندارند و از هرجا و با هر تعداد بنیان‌گذار می‌توانند فعالیت خودشان را آغاز کنند. بودجه‌ی راه‌اندازی استارتاپ‌های معمولا کم است؛ اما اگر ایده‌ی خوبی داشته باشند خیلی زود می‌توانند مورد حمایت سرمایه‌گذاران قرار بگیرند. اصطلاحات رایج در استارتاپ افرادی که با استارتاپ‌ها درگیر هستند معمولا از اصطلاحات خاصی برای بیان مقاصد خود استفاده می‌کنند. در ادامه به معرفی چند نمونه از این اصطلاحات می‌پردازیم. Lean Startup متودولوژی لین استارتاپ (Lean Startup) یا نوپای ناب به شما یاد می‌دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چه موقع آن را تغییر دهید و از چه راه‌هایی برای رشد آن استفاده کنید. لین استارتاپ یک رویکرد علمی برای ساختن و مدیریت کردن استارتاپ‌ به شما می‌دهد و کمک می‌کند که محصول خودتان را سریع‌تر به دست مشتری برسانید. بسیاری از استارتاپ‌ها با ایده‌ی ساختن محصول مورد نیاز مردم راه‌اندازی می‌شوند. آن‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان صرف می‌کنند که محصول خود را به بهترین نحو شکل دهند بدون اینکه آن را به مشتری نشان بدهند. همین موضوع باعث شکست خوردن بسیاری از آن‌ها می‌شود. زیرا آن‌ها با مشتری‌ها صحبت نمی‌کنند و در مورد محصولات خود از آن‌ها بازخورد نمی‌گیرند. زمانی که مشتری‌ها نتوانند با یک استارتاپ ارتباط برقرار کنند، به ایده‌ی آن اهمیتی نمی‌دهند و درنتیجه استارتاپ شکست می‌خورد. Unicorn Startup استارتاپ تک شاخ یا یونیکورن استارتاپ (Unicorn Startup) به استارتاپ‌هایی گفته می‌شود که رشد سریعی دارند و به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار می‌رسند. این لغت اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط سرمایه‌گذاری به نام آیلین لی ارائه شد و او از میان حیوانات افسانه‌ای، تک شاخ را به‌عنوان نماد این مدل استارتاپ‌ انتخاب کرد. ازجمله بزرگ‌ترین استارتاپ‌هایی که در این دسته جا می‌گیرند می‌توان به Uber ،Xiaomi ،Airbnb ،Dropbox و Pinterest اشاره کرد. بنیان‌گذار استارتاپ (Founder) به شخصی که استارتاپ را راه‌اندازی می‌کند بنیان‌گذار گفته می‌شود. این اشخاص معمولا علاقه‌ای به کار کردن برای دیگران ندارند و باور دارند که می‌توانند با تلاش‌های بی‌وقفه‌ی خود دنیا را تغییر دهند. این افراد می‌توانند با تعدادی از دوستان خود در این راه شریک شوند و وظایف سنگین را بین خودشان تقسیم کنند. راه‌اندازی یک استارتاپ به هیچ عنوان کار راحتی نیست و در طی آن، به بنیان‌گذاران آن فشار زیادی وارد خواهد شد. اما اگر فعالیته‌های آن‌ها موفقیت‌آمیز باشد، نتیجه‌ی آن هم از نظر احساسی و هم از نظر مالی بسیار خوب خواهد بود. شتاب‌دهنده‌ی استارتاپ (Startup Accelerators) شتاب‌دهنده‌ها شرکت‌هایی هستند که روی استارتاپ‌هایی با ایده‌های جالب و البته کاربردی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها درصدی از مالکیت استارتاپ را می‌گیرند؛ اما در عوض خدماتی مانند آموزش توسط مربی‌ها و آشنا کردن آن‌ها با سرمایه‌گذاران و متخصصان آن رشته را برایشان فراهم می‌کنند. درواقع این شرکت‌ها شانس موفقیت استارتاپ‌ها و پیدا کردن سرمایه‌ی بالقوه برای فعالیت‌هایشان را بالا می‌برند. استارتاپ ویکند (Startup Weekend) استارتاپ ویکند یک رویداد آموزشی-تجربی ۵۴ ساعته است که معمولا در آخر هفته برگزار می‌شود. در این رویداد افراد مختلفی مانند علاقه‌مندان به استارتاپ، توسعه‌دهندگان، برنامه‌نویسان، مدیران کسب‌و‌کارها، بازاریاب‌ها و طراحان گرافیک حضور دارند. ایده‌ها در این رویداد مطرح می‌شوند و افراد گروه تشکیل می‌دهند تا طرح اولیه یا دموی ایده‌ی خود را پیاده‌سازی کنند. استارتاپ گرایند (Startup Grind) استارتاپ گرایند یک برنامه‌ی جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ و چالش‌های استارتاپ خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. افراد می‌توانند در این برنامه با پروژه‌های یکدیگر آشنا شوند و از تجربیات هم استفاده کنند. تجارت B2B این اصطلاح کوتاه شده‌ی عبارت Business to Business است و به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به یک کسب‌و‌کار دیگر ارائه می‌دهد. این نوع تجارت در مقابل تجارت بی تو سی (B2C) قرار دارد. تجارت B2C تجارت B2C مخفف عبارت Business to customers است و به کسب‌و‌کارهایی گفته می‌شود که محصولات و خدمات خود را به مشتری‌های عرضه می‌کنند. تجارت C2C نوعی از سرویس است که کاربران با استفاده از آن، خدمات و کالاهای خود را به دیگر کاربران عرضه می‌کنند. وب‌سایت‌ها و سرویس‌های خرید و فروش اجناس دست دوم، از نمونه‌های تجارت Customer to Customer هستند. سرمایه‌ی بذری (Seed Funding) همان‌طور که یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند، یک استارتاپ نیز از یک سرمایه‌ی اولیه شروع می‌شود. به سرمایه‌ای که در مرحله‌ی اولیه راه‌اندازی استارتاپ در اختیارش قرار می‌گیرد، سرمایه‌ی بذری گفته می‌شود. واگذاری (Vesting) به نوعی تخصیص سهامی گفته می‌شود که طی آن بعد از گذشت مدت زمانی، مقدار سهم تعیین‌شده به کارمندان داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر به یک کارمند ۲۰۰ سهام طی ۱۰ سال داده شود، یعنی بعد از گذشت هر سال ۲۰ سهم به او اختصاص پیدا می‌کند. این کار به کارمندان انگیزه می‌دهد که عملکرد خوبی داشته باشند و برای مدت زمان زیادی در شرکت کار کنند. بنچمارک (Benchmark) به فرآیندی گفته می‌شود که یک استارتاپ برای اندازه‌گیری موفقیت فعلی خود از آن استفاده می‌کند. سرمایه‌گذاران میزان موفقت استارتاپ‌ها را بر اساس بنچمارک‌ها می‌سنجند. به‌عنوان مثال وقتی می‌گوییم شرکت A به بنچمارک درآمد X در طی ۲ سال رسیده است یعنی این استارتاپ توانسته است طی ۲ سال میزان فروش خود را به X برساند. بوت‌استرپ (Bootstrapped) زمانی که گفته می‌شود یک شرکت بوت‌استرپ است، یعنی بودجه‌ی آن توسط خود کارآفرین یا بودجه‌ی خود شرکت تأمین شده است. وام موقت (Bridge loan) این نوع وام به Swing loan نیز معروف است و به مساعده‌هایی گفته می‌شود که بر اساس میزان درآمد به یک شخص داده می‌شود و فاصله‌ی بین درآمدهای عمده‌ را پر می‌کند. فروش (Buyout) یک استراتژی معمول برای خروج است که طی آن سهام شرکت به فروش می‌رسد و به خریداران آن اجازه‌ی کنترل شرکت داده می‌شود. سرمایه (Capital) به دارایی‌های مالی گفته می‌شود که در حال حاضر برای استفاده در دسترس هستند. کارآفرینان از سرمایه برای آغاز استارتاپ استفاده می‌کنند و مقدار آن را افزایش می‌دهند تا به رشد استارتاپ کمک کنند. دو دلیجنس (Due diligence) به ارزیابی و تحلیل سرمایه‌گذاران از وضعیت و پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری گفته می‌شود. این ارزیابی می‌تواند شامل بررسی سوابق مالی و اندازه‌گیری ROI باشد. بازده سرمایه‌گذاری یا بازگشت سرمایه (ROI) همان‌طور که از نامش پیدا است، برگشت سرمایه را مورد بررسی قرار می‌دهد. درواقع به پولی گفته می‌شود که به یک سرمایه‌گذار به‌عنوان درصدی از سرمایه‌‌گذاری خود در استارتاپ برگشت داده می‌شود. به‌عنوان مثال اگر یک سرمایه‌گذار مبلغ ۲ میلیون دلار برای خرید ۲۰ درصد سهام یک شرکت خرج کند و شرکت با مبلغ ۴۰ میلیون دلار به فروش برسد، این یعنی آن سرمایه‌گذار مبلغ ۸ میلیون دلار از فروش شرکت دریافت خواهد کرد. خروج (Exit) برخی بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران استارتاپ این‌گونه پولدار می‌شوند؛ Exit به متدی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار و یک کارآفرین سرمایه‌ی خودشان را از شرکت خارج می‌کنند. خروج معمولا در زمان IPO و M&A اتفاق می‌افتد. آی‌پی‌او (IPO) زمانی است که یک استارتاپ سهام خودش را در یک فراخوان بورس برای فروش به مردم پیشنهاد می‌دهد. در این حالت یک شرکت خصوصی تبدیل به سهامی عام می‌شود و دیگر یک استارتاپ نیست. مالکیت و ادغام (Merge & Acquisition) زمانی است که استارتاپ توسط یک شرکت بزرگ‌تر خریداری یا با آن ادغام می‌شود. این اتفاق به صورت دوستانه (همراه با توافقنامه) یا خصمانه (بدون توافقنامه) صورت می‌گیرد. توافقنامه عدم ‌افشاگری (NDA) NDA مخفف عبارت Non-disclosure agreement است و به توافقنامه‌ای گفته می‌شود که طی آن هر ۲ طرف از اطلاعات حساس و محرمانه مانند اسرار تجارت محافظت می‌کنند و آن را با شخص سوم به اشتراک نمی‌گذارند. پیوت (Pivot) زمانی است که استارتاپ جهت استراتژی‌های خودش را سریعا تغییر می‌دهد. معمولا این تغییرات به دلیل عدم بازدهی اتفاق می‌افتند و طی آن بر ویژگی‌های دیگر محصولات یا مشتری‌ها تمرکز می‌شود. مذاکره در آسانسور (Elevator Pitch) فرض کنید در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار هم مسیر شده‌اید و تنها ۳۰ تا ۱۲۰ ثانیه فرصت دارید او را متقاعد کنید که روی ایده‌ی شما سرمایه‌گذاری کند. به ‌عبارتی شما باید در این چند ثانیه مشکل، راه‌حل آن و بازار مشتری‌ها را برای سرمایه‌گذار توضیح بدهید و او را متقاعد کنید. نرم‌افزار به‌عنوان سرویس (SaaS) به یک محصول نرم‌افزاری گفته می‌شود که از راه دور به وسیله‌ی اینترنت یا سیستم رایانش ابری کنترل می‌شود. چگونه یک استارتاپ راه‌اندازی کنیم شما برای ساختن یک استارتاپ موفق به ۳ چیز احتیاج دارید: ایده‌ی ساختن محصولی که مشتری‌ها واقعا به آن علاقه داشته باشند، پیدا کردن یک هم‌بنیان‌گذار و کم کردن هزینه‌ها تا جای ممکن. اکثر استارتاپ‌هایی که شکست می‌خورند، معمولا در عمل کردن به یکی از این ۳ مورد ناموفق هستند. درواقع شما به یک ایده‌ی خاص و عالی برای شروع کردن استارتاپ خود نیازی ندارید. کافی است تکنولوژی جدیدی به کاربران معرفی کنید که در حال حاضر از آن برخوردار نیستند. این تکنولوژی جدید باید بتواند نیازهای آن‌ها را به بهترین نحو از بین ببرد. در ادامه بیشتر در مورد مراحل راه‌اندازی استارتاپ بخوانید. ۱- ببینید دنیا چه چیزی کم دارد اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که سیستم‌های تاکسیرانی قبل از پیدایش Uber بسیار کسالت‌آور بودند. یا اینکه قبل از پیدایش اسپیس‌ایکس مردم علاقه‌ی چندانی به فضا نداشتند. شما نیز باید فکر کنید و ببینید چه چیزی در دنیا کم است و سعی کنید ایده‌ی جدیدی برای آن ارائه دهید. ۲- آن را یادداشت کنید مهم نیست که چقدر باهوش هستید. مطمئنا بعد از گذشت مدتی برخی جزئیات ایده‌ی خود را فراموش خواهید کرد. افکار شما و مکالماتی که در این زمینه با دیگران انجام می‌دهید بسیار ارزشمند هستند پس تمام افکار و جزئیات مکالمات خود را یادداشت کنید. ۳- یک نمونه‌ی اولیه بسازید بسیاری از ایده‌های خلاقانه‌ی ما حتی بهترین‌ها، متأسفانه هیچ موقع به دنیای واقعی وارد نمی‌شوند و شما حتی اگر آن‌ها را یادداشت کنید، بازهم بعد از گذشت مدتی فراموششان خواهید کرد. تنها چیزی که می‌تواند مانع از فراموش شدن آن‌ها شود، تهیه‌ی یک نمونه‌ی اولیه است. آن‌ها را برنامه‌نویسی کنید یا به‌صورت فیزیکی طراحی کنید و بسازید. بسیاری از مردم در همین مرحله متوقف می‌شوند بنابراین اگر بتوانید از آن گذر کنید، یک قدم از دیگران جلوتر خواهید بود. ۴- نمونه‌ی اولیه را به ۱۰۰ نفر نشان دهید حالا شما باید از نقطه‌ی آسایش خود خارج شوید و نمونه‌ی اولیه خود را به دیگران نشان بدهید و نظر آن‌ها را جویا شوید. بهتر است این ۱۰۰ نفر از میان افراد کاملا ناشناس انتخاب شوند تا شناختن شما در بازخوردشان نسبت به محصول تأثیری نگذارد. چرا ۱۰۰ نفر؟ زیرا شما در این مرحله به چشم‌اندازی وسیع برای بازخوردها احتیاج خواهید داشت. ۵- تکرار کنید مردم کمی هستند که در اولین تلاش خود موفق می‌شوند و شانس اینکه شما جزو این دسته باشید بسیار کم است. بنابراین خودتان را برای طراحی کردن مجدد همه چیز کنید. ۶- یک هم‌بنیان‌گذار (Co-Founder) پیدا کنید زمانی که احساس کردید نمونه‌ی اولیه‌تان به نتیجه رسیده است، به دنبال یک شریک بگردید تا حاضر باشد سال‌های عمر خود را صرف عملی کردن این ایده کند. ۷- کسب‌و‌کار خود را ثبت کنید بعد از صحبت کردن با شریک یا شرکای خود و تعیین توافقات، بهتر است شرکت خودتان را ثبت کنید. می‌توانید مراحل ثبت شرکت را به‌طور کامل در این مقاله مطالعه کنید. ۸- به دنبال سرمایه‌گذار باشید و اولین نسخه را تولید کنید اگر بودجه‌ی کافی برای تولید کردن اولین نسخه از محصول خود ندارید، بهتر است یک سرمایه‌گذار پیدا کنید. بهتر است در حین پیدا کردن سرمایه‌گذار کار تولید را متوقف نکنید؛ زیرا هر استارتاپی نمی‌تواند بودجه‌ی مورد نظر خود را از سرمایه‌گذاران دریافت کند. ۹- راه‌اندازی کنید هرچقدر نسخه‌ی اولیه‌تان ناقص بود، آن را راه‌اندازی کنید. ویژگی‌های اضافه، واسط کاربری بهتر، افزایش سرعت اجرا و دیگر موارد مربوط به بهینه‌سازی از جمله مواردی هستند که می‌توانند در آینده نیز به محصول اصلی اضافه شوند. ۱۰- با کاربران همراه باشید مشتری‌های خود را تحت نظر داشته باشید و ببینید آیا برمی‌گردند یا خیر. اگر برنگشتند، علت را پیدا کنید. ۱۱- دوباره راه‌اندازی کنید هر چقدر احتیاج بود، محصول خود را بعد از اعمال تغییرات دوباره راه‌اندازی کنید. حتی اگر مشاهده کردید که تعداد کمی از مردم دوباره به شما مراجعه کردند، باز هم به کارتان ادامه دهید؛ زیرا این یعنی در حال تولید یک محصول باارزش هستید. ۱۲- محصول را به ۱۰۰۰ نفر نشان دهید شاید رقم بالایی به نظر نرسد؛ اما اولین ۱۰۰۰ نفر نقاط ضعف محصول شما را شناسایی خواهند کرد. از آنجایی که شما هنوز ناشناخته هستید، شاید لازم باشد این افراد را به‌صورت دستی استخدام کنید. هیچ ایرادی ندارد حتی اگر شده لپ‌تاپ آن‌ها را قرض بگیرید و وب‌سایت‌ خود را به آن‌ها نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید. ۱۳- رشد کنید پاول گراهام، دانشمند علوم کامپیوتر و سرمایه‌گذار، استارتاپ‌ها را تشویق می‌کند که در هفته ۵ درصد رشد داشته باشند. اگر ۴ سال به همین ترتیب ادامه دهید، در طی گذشت این مدت به تعداد ۲۵ میلیون کاربر خواهید رسید. به‌ عبارت‌ دیگر، تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین استارتاپ‌ها خواهید شد. ۱۴- به موفقیت برسید شما می‌توانید شرکت خودتان را به شخص دیگری بفروشید یا سرمایه‌گذاران را قانع کنید که با شما همکاری کنند. شما تا اینجا موفق شده‌اید استارتاپ خود را به نتیجه برسانید؛ بعد از این به خودتان بستگی دارد که بخواهید آن را ادامه دهید یا آن را به صاحبان جدیدش واگذار کنید.
  2. کامبیز اسدزاده

    منتور (Mentor) کیست و منتورینگ چیست؟

    منتور چیست؟ منتور (Mentor) به افرادی می‌گویند که در یک زمینه‌ی خاصی تخصص، تسلط و تجربه دارند و در آن زمینه کارشناس و صاحب نظر هستند و می‌توانند به دیگران در یادگیری آن کار کمک کنند. منتور یک رابطه ارگانیک و دوستانه با افراد جوانتر تحت سرپرستی خود برقرار می‌کند و نه تنها در مورد دروس دانشگاهی بلکه در خصوص مشاغل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و روحی و روانی آنان را یاری می دهد. همه‌ی ما در زندگیمان فردی را ملاقات کرده‌ایم که هم نشینی و هم صحبتی با او برای زندگی ما اهمیت داشته است. برای مثال، این فرد می‌تواند یکی از معلم‌های ما و یا یکی از اعضای خانواده‌ باشد. چنین فردی را می توان منتور نامید. خصوصیات و وظایفی که منتور دارد سابقه کار قابل توجه علاقه‌مند به آموزش و انتقال تجربیات خود به دیگران دارای تجربه‌ی شکست و موفقیت دارای ارتباطات قابل توجه سابقه‌ی کار در تیم‌های استارت‌آپی آگاه به مسائل استارت‌آپی اهل دانش دانش و تجربیات زندگی خود را به اشتراک می‌گذارد توصیه می‌کند و مشاوره می‌دهد گوش می‌دهد الهام می‌بخشد تشویق می‌کند با علاقه به سؤالات و نگرانی‌های فرد پاسخ می‌دهد صادق و انتقادپذیر است راجع به هدف‌گذاری بحث می‌کند در مورد رشد شغلی و حرفه‌ای مشاوره می‌دهد منابع را شناسایی می‌کند به رشد مهارت‌های مدیریت و رهبری کمک می‌کند برای رشد فرهنگ سازمانی تلاش می‌کند می‌تواند باعث شفافیت در سازمان شود رزومه‌ها را بررسی می‌کند نکته‌های کلیدی برای مصاحبه را تعیین می‌کند حمایت کننده است ممکن است فرد را به اشخاص کاربلد دیگری ارجاع دهد فرد را به چالش می‌کشد تا از حوزه‌ی امن خودش بیرون بیاید یک محیط یادگیری ایمن برای ریسک کردن ایجاد می‌کند روی رشد همه‌جانبه‌ی فرد تمرکز دارد مزایایی که یک منتور می‌تواند داشته باشد پژوهش‌ها نشان داده است که کسانی که از وجود منتور بهره برده‌اند، احساس رضایت بیشتری نسبت به شغل خود دارند. علاوه‌ براین، این افراد اغلب اوقات عملکرد بالاتری پیدا کرده‌اند، حقوق بالاتری می‌گیرند و روند پیشرفت‌شان در شغل سریع‌تر است. او بازار را به خوبی می‌شناسد و رفتار با مشتری را به شما می‌آموزد. او چشم‌اندازی بزرگ دارد و صحبت با او چشم‌انداز شما را بهبود می‌دهد. راه و چاه را از هم شناخته و شما را با برخی اشتباهات فاحشی آشنا می‌کند که نبایدانجام دهید. او شبکه‌ای بزرگ از کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و مسوولین دارد که می‌توانید واقعاً روی آن حساب کنید. خود او شاید در مقام یک فرشته کسب‌وکار روی کسب‌وکار شما سرمایه‌گذاری کند. شما گاهاً درگیر امور اجرایی جزئی می‌شوید و از بحث‌های کلانی مثل استراتژی کسب‌وکارتان دور می‌شوید. او کسب‌وکار را از بیرون می‌بیند و مسیر نادرست را گوشزد می‌کند. او فردی موفق است و باانگیزه. پس در مراحل سخت و خشن راه‌اندازی کسب‌وکار در ایران به شما روحیه و انگیزه مضاعف می‌دهد. به طور کلی، حوزه‌ی فعالیت‌های منتورها را در دو گروه می‌توان دسته‌بندی کرد؛ حوزه‌ی شغلی (حرفه‌ای) و حوزه‌ی روان‌شناختی. در حوزه‌ی حرفه‌ای، منتور تلاش می‎کند تا به عنوان یک مربی به فرد توصیه‌هایی داشته باشد و رشد و عملکرد حرفه‌ای او را بالا ببرد. در حوزه‌ی روان‌شناختی، منتور به عنوان یک الگو ایفای نقش می‌کند و به عنصر الهام‌بخش تبدیل می‌شود. این دو حوزه معمولاً همزمان اتفاق می‌افتند و به فرد این امکان را می‌دهند تا علاوه بر پیشرفت در حوزه‌ی شغلی، توازنی مناسب بین شغل و زندگی شخصی برقرار سازد. دانش، توصیه و منابعی که منتور با فرد در میان می‌گذارد بستگی به اهداف رابطه‌ی منتورینگ دارد. ممکن است منتور اطلاعاتی را راجع به مسیر شغلی خود به فرد بدهد یا بیشتر به دنبال پشتیبانی کردن احساسی، دادن انگیزه و بازی کردن نقش یک الگو باشد. کمک به کشف ظرفیت‌های جدید در هر شغل، هدف‌گذاری صحیح و شناسایی منابع نیز می‌تواند در حوزه‌ی عملکرد منتور قرار بگیرد. نقش منتور با توجه به نیاز فرد تغییر می‌کند. بعضی از رابطه‌های منتورینگ بر اساس برنامه‌هایی ساختاریافته و منظم بنا شده‌اند که انتظارات و دستورالعمل‌های مشخصی دارند ولی بعضی دیگر، حالتی غیررسمی دارند. نکته: همانطور که انتخاب یک منتور خوب مزایای بسیاری در رُشد فردی و موفقیت کسب‌و‌کار شما دارد؛ به همان اندازه انتخاب یک منتور نا مناسب و بد تاثیر منفی خواهد داشت. توجه: منتور‌ینگ خود به عنوان یک شغل نیز محسوب می‌شود، همانگونه که مشاوره مهم است! استفاده از تجربیات یک مشاور کسب‌و‌کار و فنی ارزش بسیاری دارد و بدون شک بسیار مهم خواهد بود. بنابراین منتورینگ متناسب با نوع استارت‌آپ و مشارکتی که در رُشد آن دارد هزینه یا سهمی را برای آن مشخص می‌کند و در توسعه‌ی فردی و یا استارت‌آپ به وظایف خود عمل می‌کند. منتور فنی یا منتور کسب‌و‌کار!؟ لازم به ذکر است در رابطه با این موضوع روشن سازی شود که منتور کسب‌و‌کار می‌تواند راه و روش توسعه‌ی کسب‌و‌کار شما را بهبود داده و برای شما مشاوره‌های مفیدی در این زمینه ارائه دهد. در مقابل منتور فنی می‌تواند با در نظر گرفتن مسیری که منتور کسب‌و‌کار برای شما مشخص کرده است راه و روش صحیح توسعه‌ی محصول و استارت‌آپ شما را از لحاظ فنی ارائه دهد. یک منتور فنی می‌تواند صاحب نظر در حوزه‌ی کسب‌و‌کار نیز باشد (این بستگی به تجربیات استارت‌آپی و کسب‌و‌کار آن خواهد داشت). بهره‌گیری از هر دو نوع منتور در رشد فردی و استارت‌آپی شما بسیار موثر خواهد بود. خلاصه‌ای از تعریف منتور منتور کسی است که همانند یک فانوس دریایی مسیر موفقیت و شکست را در هر شرایطی برای شما روشن سازد
  3. فاکتورها و شاخصه‌های زیادی برای اندازه‌گیری سایز یک استارتاپ وجود دارد. درآمد سالانه، تعداد اعضای تیم، تعداد شعبه‌ها یا دفاتر، پیچیدگی محصول، میزان تغییر در محصول و مواردی از این دست که شاید بسیاری از آن‌ها حتی به هم وابسته نیز باشند می‌تواند برای تعیین مرحله و ارزش یک استارتاپ مورد اندازه‌گیری قرار گیرد. تا کنون درخواست‌های بسیاری برای دریافت سرمایه و خدمات به سراوا ارسال شده که در این میان موارد متعددی با ذهنیت‌های اشتباه از زمان صحیح مراجعه به Venture Capital همراه بوده است. برای آنکه در هر زمان، بهترین تصمیم را در خصوص ایده یا استارتاپ خود اتخاذ کنید، لازم است به خوبی از مرحله‌ای که در آن قرار دارید اطلاع داشته باشید. بنابراین در این مقاله بر اساس ساز و کارهای داخلی سراوا و نیز نمونه‌هایی که در زمان حضور در جامعه‌ی استارتاپ‌های ایران با آن‌ها مواجه شده‌ام، به تشریح مراحل اصلی یا به عبارتی Stageهای یک استارتاپ خواهم پرداخت. از آنجا که بر اساس ایده، مدل کسب‌وکار، ساختار تیم، میزان استقلال، روش مدیریت و راهبری تیم و … استارتاپ‌ها تفاوت بسیاری با هم دارند، دسته‌بندی استارتاپ‌ها در مراحل مشخص می‌تواند در نگاه اول کاری سخت و غیرممکن به نظر برسد. برای مثال یک استارتاپ که روی خرده فروشی کار می‌کند و دارای فعالیت‌های اجرایی زیادی است با استارتاپی که یک سرویس ابری را مدیریت می‌کند و اکثر افراد تیم، برنامه‌نویس هستند تفاوت‌های زیادی در تعداد نیروی انسانی طی مراحل مختلف رشد دارد. با این وجود، بسیاری از مشکلات و نیازهایی که استارتاپ‌ها در مراحل مختلف با آن روبرو می‌شوند تا حد زیادی مشابه است. دانستن مرحله‌ای که یک استارتاپ در آن قرار دارد برای کارآفرینان از این رو اهمیت دارد که این مساله، به آمادگی و برنامه‌ریزی برای رویارویی با مشکلات و چالش‌هایی که در مرحله بعد با آن روبرو خواهند شد کمک می‌کند. به عنوان مثال هنگامی که تیم استارتاپ با رشد قابل توجهی روبرو می‌شود، در این زمان با تشخیص فاز استارتاپ به شکل صحیح، لازم است تغییرات زیادی در نقش مدیران و موسسین رخ دهد و بسیاری از امور و تصمیم‌گیری‌ها به افراد دیگر در تیم واگذار شود. همچنین باید توجه شود که در یک استارتاپ علاوه بر نوآوری‌ برای تبدیل یک ایده به مدل کسب‌وکار، باید یک تیم قوی از بنیان‌گذاران نیز ساخته شود که بتوانند موفقیت یک استارتاپ را تضمین کند. اندازه‌ی تیم استارتاپ از این جهت که یکی از شاخص‌های مهم در اندازه‌گیری مرحله‌ای است که یک استارتاپ در آن قرار دارد، نقش بزرگی در رشد آن ایفا می‌کند. با آنکه منابع بسیار زیادی در مورد رشد محصول، رشد بازار و… وجود دارد، اما منابع محدودتری در مورد چگونگی ساختن یک تیم قوی و منسجم در دست است؛ این در حالی است که اگر از یک سرمایه‌گذار پرسیده شود که بین یک تیم و ایده کدام یک مهم‌تر است، بدون شک جواب، تیم است. بر اساس مدل فعالیت سراوا، استارتاپ‌ها بر اساس مراحل زیر دسته‌بندی شده و بر حسب هر یک از فازها برنامه‌ریزی‌های لازم برای حداکثر کردن احتمال موفقیت انجام می‌شود. این مراحل با در نظر گرفتن ماهیت استارتاپ‌ها، بر پایه‌ی مدل رشد یک گیاه شبیه‌سازی شده‌اند. مرحله ایده (Pre-Seed) وقتی تنها چیزی که از یک استارتاپ وجود دارد، یک ایده ناب باشد و هنوز محصول اولیه‌ای ساخته نشده باشد، آن را در مرحله‌ی ایده یا پیش از کِشت قرار می‌دهیم. در اغلب موارد در این حالت، تیم متشکل از یک تا سه نفر است که بیشتر وقت‌شان صرف ایده‌پردازی، مطالعه بازار و شناسایی نیاز مشتریان بالقوه می‌شود. معمولا موسسین در این مقطع هنوز بر روی ایده متمرکز نشده یا مشغول به فعالیت در شرکت دیگری هستند و راه‌اندازی یک استارتاپ برای آن‌ها بیشتر یک کار جانبی محسوب می‌شود. در این مرحله، صاحبان ایده با شرکت در رویدادهایی نظیر استارتاپ ویکند، تلاش می‌کنند با فضای ایجاد یک کسب و کار نوپا آشنا شده و به ایجاد ارتباط‌های لازم برای تشکیل تیم اولیه بپردازند. شتاب‌دهنده‌های استارتاپ نظیر آواتک در این فاز به دریافت ایده‌ها پرداخته و امکانات و آموزش‌های لازم برای تبدیل ایده‌ها به واقعیت را در اختیار صاحبان ایده قرار می‌دهند. مرحله کشت ایده (Seed) یک استارتاپ زمانی در مرحله‌ی کشت ایده قرار دارد که موسسین آن از مرحله ایده‌پردازی گذشته‌ و در حال ساخت پروتوتایپ اولیه هستند تا بتوانند بازخورد ابتدایی مورد نیاز را از بازار دریافت کنند. اغلب استارتاپ‌ها در این مرحله درآمدی ندارند و اکثر مشتریان آن‌ها به صورت مجانی از محصول یا سرویس استفاده می‌کنند. تیم استارتاپ در این مرحله متشکل از خود موسسین و ۱ تا ۵ نفر دیگر است. مرحله اولیه استارتاپ (Early stage) استارتاپ‌هایی که در این مقطع قرار دارند، معمولا از مرحله ساخت پروتوتایپ فراتر رفته و به درآمدزایی رسیده‌اند. اگرچه ممکن است هنوز به سود نرسیده باشند ولی ‌توانسته‌اند مشتریان خود را جذب کنند و در تلاش برای افزایش تعداد مشتریان و حضور قوی‌تر در بازار هدف هستند. اغلب استارتاپ‌ها در این مرحله، بسته به نوع فعالیت‌شان از تیم‌های ۵ تا ۲۰ نفره تشکیل شده‌اند. مرحله میانی استارتاپ (Mid stage) در این مقطع استارتاپ‌ها به سودآوری رسیده‌اند اما معمولا سهم بازارشان کوچک است و در حال توسعه محصول یا سرویس‌های جدیدتری برای رشد سهم بازار و وارد شدن به بازارهای دیگر هستند. معمولا تیم‌های استارتاپی در این مرحله ساختار یافته‌تر بوده و چه بسا تیم محصول، تیم بازاریابی، مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و… داشته باشند. مرحله رشد (Growth stage) در این مقطع استارتاپ‌ها معمولا بخش اعظمی از بازار را در اختیار گرفته و تیم‌هایی با بیش از ۱۰۰ نفر پرسنل در اختیار دارند. با توجه به اکوسیستم کنونی در ایران شاید تعداد استارتاپ‌هایی که در این مرحله قرار دارند هنوز انگشت‌شمار باشد. هنگام اقدام به دریافت سرمایه یا امکانات مورد نیاز برای ایجاد و رشد یک استارتاپ، کاملا حیاتی است که با تشخیص صحیح مرحله‌ای که هم‌اکنون در آن قرار دارید به افراد صحیح مراجعه کنید. معمولا شرکت‌های سرمایه‌گذاری ارزش‌آفرین یا به عبارتی Venture Capitalها بر روی استارتاپ‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که از مرحله‌ی ایده گذر کرده و حداقل یک پروتوتایپ کاربردی از محصول یا سرویس مورد نظرشان ایجاد کرده باشند. برای آغاز تحقق یک ایده در مرحله‌ی اول، شتاب‌دهنده‌ها سرمایه و خدمات متناسب با نیاز ایده را در اختیار صاحبان ایده قرار می‌دهند و پس از پایان مراحل شتاب‌دهی، استارتاپ‌ها توانایی تصمیم‌گیری برای رشد بیشتر با استفاده از سرمایه و خدمات VC را خواهند داشت. در این هنگام است که داشتن اطلاعات کافی از چگونگی ارائه‌ی استارتاپ به سرمایه‌گذار می‌تواند نقش مهمی در آینده‌ی فعالیت‌های شما ایفا کند.
  4. کامبیز اسدزاده

    معرفی استارت‌اپ شکست خورده ترانوس

    استارتاپ ترانوس چندین سال وانمود می‌کرد محصولاتی کاربردی می‌سازد؛ اما درحقیقت، تقلبی بودند و کاربردی نداشتند. این استارتاپ حتی به یکی از یونیکورن‌های سیلیکون‌ولی تبدیل شده بود. معمولا داستان‌های منتشرشده درباره‌ی استارتاپ شکست‌خورده‌ کلی هستند و کمتر پیش می‌آید جزئیات و دلایل آن کامل بررسی شود. اغلب اوقات، دلایل مشترکی به شکست‌ استارتاپ منجر می‌شوند که مهم‌ترین و رایج‌ترین آن دریافت‌نکردن سرمایه‌ی کافی است؛ درنتیجه، استارتاپی که داستان جدیدی حتی در شکست‌خوردن نداشته باشد، معمولا موردتوجه جامعه‌ی کارآفرینی قرار نمی‌گیرد. بااین‌حال، استارتاپ ترانوس (Theranos) یکی از استارتاپ‌هایی است که داستان شکست‌خوردنش سروصدای زیادی به‌همراه داشت. ترانوس ازجمله استارتاپ‌های فعال در زمینه‌ی بیوتکنولوژی بود که قصد داشت با محصولات آزمایش خون انقلاب بزرگی در این صنعت ایجاد کند؛ به‌طوری‌که هر شخص بتواند خودش در منزل آزمایش خون دهد. این استارتاپ به یکی از استارتاپ‌های استثنایی و برجسته‌ی سیلیکون‌ولیتبدیل و مدیرعامل جوانش با ایده‌ای نوآورانه متعهد شده بود نه‌تنها سیستم مراقبت بهداشتی، بلکه سلامت و رفاه انسان‌ها را نیز بهبود دهد. درواقع، وعده‌های این استارتاپ به‌اندازه‌ای جذاب بود که در دنیای خارج از حباب سیلیکون‌ولی، اجرای آن عملی به‌نظر نمی‌رسید. درنهایت، سقوط و شکست این استارتاپ به‌قدری سریع بود که جزئیات رشد و پیشرفت آن در ذهن مردم ماندگار شده است. در سال ۲۰۰۴، الیزابت هولمز (Elizabeth Holmes)، یکی از دانشجویان ترک‌تحصیل‌کرده‌ی دانشگاه استنفورد، ترانوس را راه‌اندازی کرد. او قصد داشت نه‌تنها آزمایش خون، بلکه روش‌های سنّتی و دردآور خون‌گرفتن از رگ‌های بیمار را نیز متحول کند و محصولی ارائه دهد که تمام آزمایش‌های خون را فقط با دریافت چند قطره‌ خون انجام دهد. ایده‌ی این استارتاپ به‌اندازه‌ای خلاقانه بود که در مدت کوتاهی بسیار محبوب شد و با دریافت سرمایه‌ی زیاد توانست نیروی کارش را با سرعت گسترش دهد. استقبال مطبوعات و تشکیل هیئت‌مدیره‌ای از اعضای شناخته‌شده در این صنعت، ترانوس را به یکی از بهترین استارتاپ‌های سیلیکون‌ولی و یکی از استارتاپ‌های یونیکورن با ارزش یک‌میلیارد دلار تبدیل کرد. هولمز چهره‌ی محبوب دنیای استارتاپی شده بود و ترانوس قرار بود تحولات بزرگی در دنیا ایجاد کند. این استارتاپ حتی توانست هفتصدمیلیون دلار سرمایه از سرمایه‌گذاران بین‌المللی دریافت کند. در سال ۲۰۱۵ و بعد از اینکه دنیا به ماهیت اصلی این استارتاپ پی برد، مردم متوجه شدند موفقیت هولمز و ترانوس درواقع روی هیچ بنا شده است. در اکتبر همان سال، روزنامه‌ی وال‌استریت مقاله‌ای درباره‌ی ترانوس و حقایق آن منتشر کرد. در این مقاله نوشته شده بود: بعد از انتشار این مقاله، ترانوس تلاش کرد علیه اتهامات مقابله کند؛ اما شواهد ارائه‌‌شده به‌اندازه‌ای کامل و قانع‌کننده بود که اغلب طرفداران آن به ماهیت اصلی شرکت پی بردند. بعد از این ماجرا، بیشتر قراردادهای شرکت لغو شد و سرمایه‌گذاران شکایات قانونی زیادی مطرح کردند. تا اینکه در ماه ژوئن سال جاری، هولمز و سانی بالوانی (Sunny Balwani)، رئیس و مدیرعاملسابق شرکت، به جرم تقلب جنایی متهم شدند. سؤالی که پیش می‌آید این است که چه عاملی باعث شکست ترانوس شد؟ مطمئنا این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که محصولات این شرکت کار نمی‌کردند و ماهیت جعلی آن در روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های سراسر دنیا پخش شده بودند. بااین‌حال، اغلب شرکت‌هایی که محصولشان کار نمی‌کند، نمی‌توانند به درجه‌ای از محبوبیتی برسند که ترانوس به آن رسیده بود. معمولا شرکت‌ها و بنیان‌گذاران آن به اصول اخلاقی پایبند هستند؛ ولی به‌نظر می‌رسد این موضوع درباره‌ی ترانوس صدق نمی‌کرد و توانست عده‌ی زیادی را فریب دهد. این موضوع که دروغی بزرگ تا این اندازه ادامه پیدا کند، نشان‌دهنده‌ی ضعف شخصیتی و اخلاقی بنیان‌گذار آن است؛ اما اینکه او و سایر مدیران ارشد توانسته‌اند موضوعی را تااین‌حد پنهان کنند و دستگیر نشوند، قدرت خطرناک باور انسان‌ها را نشان می‌دهد. جان کریرو کتاب خون بد را با الهام از داستان استارتاپ ترانوس نوشته و در این کتاب توضیح می‌دهد ایده‌ی برجسته و کاریزمای شخصی هولمز چگونه توانست روی اعضای هیئت‌مدیره و سایر کارمندان مهم شرکت و حتی افرادی تأثیر بگذارد که در رویدادهای ترانوس شرکت می‌کردند. همچنین در این کتاب، کریرو درباره‌ی خطرهای جاه‌طلبی‌های بزرگ و تأثیرات مخرب این ضرب‌المثل معروف صحبت می‌کند: «به انجام کاری وانمود کن تا واقعا به آن دست پیدا کنی». افزون‌براین، در کتاب خون بد به این موضوع پرداخته شده که هولمز و اطرافیانش چگونه توانستند چند سال به موفقیت در ساخت محصولی وانمود کنند که ایده‌ای بیش نبود. ترانوس مثال جالبی از تمایلات و تعهدات افرادی است که در این ماجرا درگیر هستند و نیز درس‌های آموزنده‌ای از دنیای کارآفرینی و استارتاپی می‌دهد. هر کارآفرینی برای رسیدن به موفقیت باید به خودش و ایده‌هایش ایمان داشته باشد؛ اما اعتمادبه‌نفس آن‌ها زمانی نتیجه‌ی مثبت می‌دهد که با نصیحت مشاوران راست‌گو همراه باشد. گاهی‌ اوقات، حقیقت تلخ است و اعتراف به اشتباهات و حتی شکست دردناک است؛ ولی اگر پذیرفته نشود، عواقب سنگینی برای استارتاپ به‌همراه دارد و حتی شاید به زندانی‌شدن بنیان‌گذارش منجر شود.
  5. این اینفوگرافیک مسیر همکاری که بین شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها صورت می‌گیرد را با ارائه آخرین آمارهای KPMG در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ نشان‌ می‌دهد. بر طبق این اینفوگرافیک، استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای بزرگ در نهایت در ۴ مدل به همکاری می‌رسند اما این مسیر همواری برای دو طرف نیست و هر یک با چالش‌هایی در این مسیر رویه‌رو هستند. برای مطالعه بیشتر دراین‌باره به فرصتی برای ایجاد یک رابطه برد-برد در قسمت پژوهش‌ها مراجعه کنید.
  6. کامبیز اسدزاده

    فرصتی برای ایجاد یک رابطه برد-برد

    استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های بزرگ می‌توانند فرصت‌های بالقوه زیادی از طریق همکاری برای یکدیگر ایجاد کنند. در وضعیت امروز شرکت‌ها که نوآوری محرک کلیدی موفقیت در بلندمدت است، کار با استارت‌آپ‌ها به شرکت‌های بزرگ این امکان را می‌دهد تا بتوانند فناوری‌ها و راهکارهای خدماتی جدید را با هزینه و ریسک کمتر برای عملیات اصلی سازمان توسعه دهند و به‌کار گیرند. همچنین استارت‌آپ‌ها منبعی برای نیروی ماهر تازه‌نفس و ایده‌های جدید هستند که می‌تواند به تحول فرهنگ‌سازمانی کمک کند. در مقابل همکاری با شرکت‌های بزرگ نیز مزایای بسیاری برای استارت‌آپ‌ها دارد. تجربه و دانش بازار، بازده ناشی از مقیاس، شبکه‌های موجود با افراد و سازمان‌های دیگر و قدرت برند نمونه‌هایی از مزایایی است که می‌تواند در کنار دیگر منابع قابل‌ملاحظه موجود نام برده شود. همچنین کار با کسب‌و‌کار‌های بزرگ یک ابزار مهم برای استارت‌آپ‌ها به‌منظور آزمایش محصول از جهت تناسب با بازار می‌تواند باشد. این در شرایطی است که طبق گزارش CB Insight بیشتر استارت‌آپ‌ها به این دلیل شکست می‌خورند که نیازی در بازار برای محصول‌شان وجود ندارد. تامین شدن از جانب یک سازمان بزرگ به‌عنوان شریک، همچنین در افزایش مقیاس فرآیندها و جذب مشتریان می‌تواند بسیار کمک کند. تغییر چشم‌انداز نوآوری سازمانی ایجاد برنامه‌ای برای جستجو، جذب و همکاری سیستماتیک با استارت‌آپ‌ها نه‌تنها برای شرکت‌های فناوری‌محور مانند گوگل و مایکروسافت پیگیری می‌شود، بلکه در کسب‌و‌کار‌هایی که دارای سطح پایین‌تری از فناوری هستند مانند کوکاکولا و یونیلیور نیز وجود دارد. همچنین این فرصت‌های همکاری می‌تواند در سازمان‌های اندازه متوسط نیز به‌کار گرفته شود. نوآوری باز با از میان برداشتن دیوارهای سخت و انعطاف‌ناپذیر میان واحدهای سازمان و محیط بیرونی، به سازمان کمک می‌کند با رقبا، دانشگاه‌ها، تامین‌کنندگان، مشتریان و مشاوران ارتباط برقرار کند و با بهره‌گیری از خرد جمعی آن‌ها به منفعت بیشتری دست‌یابد. نوآوری باز را می‌توان استفاده‌ هدفمند از واحدهای داخلی و افراد خارجی دارای تخصص و دانش دانست که به نوآوری داخلی سازمان کمک می‌کنند. نوآوری باز همچنین بازارها را برای استفاده خارجی از نوآوری تولید شده توسط سازمان گسترش می‌دهد. مدل اصلی نوآوری باز سیستمی بدون مرز است که در آن شرکت‌ها به تجاری‌سازی ایده‌های خارج از سازمان می‌پردازند. درعین‌حال به‌وسیله اعطای حق امتیاز و یا ایجاد شرکت‌های وابسته، ایده‌های داخل سازمان خود را به بازار می‌فروشند و به کسب درآمد می‌پردازند. نوآوری باز برای بسیاری از سازمان‌ها که متوجه محدودیت‌های بخش تحقیق و توسعه داخلی خود شده‌اند اهمیت زیادی یافته است. یکی از مهم‌ترین روش‌های به‌کارگیری رویکرد نوآوری باز در سازمان‌ها، استفاده از پتانسیل‌های همکاری با استارت‌آپ‌ها است. در پیمایشی که توسط KPMG در سال ۲۰۱۴ انجام شد، ۸۸ درصد از پاسخ‌دهندگان سازمانی اعتقاد داشتند همکاری با استارت‌آپ‌ها برای پیگیری استراتژی نوآوری سازمان حیاتی است. تحقیقات نشان می‌دهد که کسب‌و‌کارهای بیشتری، برنامه‌های ساختاریافته به این منظور راه‌اندازی می‌کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به شتاب‌دهنده‌های شرکتی اشاره کرد. مهم‌ترین روندهای کلیدی در این زمینه سه مورد زیر است: شتاب دهنده‌های شرکتی در ابتدای سال ۲۰۱۵ یک‌سوم شتاب‌دهنده‌های اروپایی از طرف شرکت‌های بزرگ راه‌اندازی و یا حمایت می‌شدند و تعداد این شتاب‌دهنده‌ها با سرعت زیادی در حال رشد است. سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر شرکتی (CVC) در سال ۲۰۱۴ سرمایه‌گذاری‌های CVCها از نظر حجم سرمایه ۸۶.۵ درصد و از نظر تعداد، ۵۹ درصد رشد داشته است. از بین ۱۰۰ شرکت بزرگ اروپا حدود نیمی از آن‌ها فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر انجام می‌دهند و آلمان به‌عنوان قطب سرمایه‌گذاران خطرپذیر شرکتی در قاره اروپا شناخته می‌شود. جذب استارت‌آپ توسط شرکت‌های بزرگ به‌خصوص در استارت‌آپ‌های حوزه فناوری‌های دیجیتال رو به رشد است. ۸۰ درصد جذب و خرید توسط سازمان‌ها در حوزه دیجیتال بر مربوط به خرید استارت‌آپ‌ها است. مزایای همکاری برای شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها سه‌چهارم از استارت‌آپ‌های اروپا که تا‌کنون با شرکت‌های بزرگ همکاری داشته‌اند، تجربه این همکاری را مفید دانسته‌اند. مهمترین منابعی که استارت‌آپ‌ها از طریق شرکت‌های بزرگ به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنند، شامل دانش نسبت به بازار، شبکه‌ای از افراد مهم و کلیدی، کانال‌های ارتباطی گسترده‌تر با مشتریان، تامین‌کنندگان و سایر ذی‌نفعان، زیرساخت‌های قوی‌تر، منابع مالی و انسانی وسیع‌تر، برند و شناخته شدن در بازار است. این منابع باعث ایجاد برتری‌هایی برای استارت‌آپ می‌شود. از منظر استارت‌آپ‌ها، مهمترین مزایایی که از این راه حاصل می‌شود دیده شدن و افزایش شهرت یا محبوبیت، توسعه کسب‌و‌کار (ورود به بازار جدید یا به دست آوردن مشتریان جدید)، افزایش دانش نسبت به بازار و دسترسی به افراد مهم و کلیدی است. مهمترین منابعی که شرکت‌های بزرگ از طریق استارت‌آپ‌ها می‌توانند به آن دسترسی پیدا کنند، شامل تیم شکل‌گرفته کامل که توانسته همه نیازهای یک کسب و کار اعم از فنی و غیر فنی را پوشش دهد و انگیزه فراوانی برای رشد دارد، یک مدل کسب‌و‌کار با قابلیت رشد بالا، افراد متخصص، ایده‌های نو و چابک و سرعت عمل در ارائه محصول و خدمت جدید است. شرکت‌های بزرگ به این همکاری به چشم فرصتی برای ایجاد نوآوری باز در شرکت خود نگاه می‌کنند. نوآوری باز از مفاهیم نسبتا جدیدی است که بسیاری از پژوهش‌ها، تاثیر مثبت آن را بر عملکرد شرکت نشان داده‌اند. آمادگی و قابلیت نوآوری باز برای یک شرکت به‌نوعی ابزاری تحلیلی برای قابلیت استفاده از نقاط قوت و پوشش نقاط ضعف به دست می‌دهد. چالش‌های همکاری با وجود این همه مزایا برای هر دو طرف شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها، شاید منطقی به نظر برسد که بسیاری از شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها با هم مشارکت و همکاری داشته باشند، اما در عمل چنین نیست و بسیاری از شرکت‌های بزرگ هیچ برنامه‌ای برای مشارکت با استارت‌آپ‌ها ندارند و تعدادی هم درگیر اجرای اقداماتی برای شروع این همکاری‌ها هستند. همکاری با استارت‌آپ‌ها برای شرکت‌های بزرگ چالش‌هایی دارد. یکی از مسائلی که شرکت‌های بزرگ در این زمینه باید توجه داشته باشند، نوع نوآوری است که استارت‌آپ‌ها با خود به همراه می‌آورند. شرکت‌های بزرگ در نوآوری‌های تدریجی و فناوری‌های موجود اغلب بهتر از شرکت‌های تازه‌وارد هستند، اما مقاومت بالایی نسبت به فناوری‌های برافکن دارند. زیرا این نوع فناوری‌ها قابلیت‌ها و استانداردهای موجود را زیر سوال می‌برد. به همین دلیل واضح است که شرکت‌های بزرگ پیشرفت تدریجی را به پیشرفت ناگهانی که می‌تواند از طریق استارت‌آپ ایجاد شود، ترجیح دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوآوری تدریجی حدود ۹۰ درصد فعالیت‌های نوآوری هر شرکت را به خود اختصاص می‌دهد، اما همان تعداد کم نوآوری‌های برافکن است که بیشترین سود را برای شرکت‌ها به همراه دارد. برای بعضی از شرکت‌ها، ریسک باز کردن درهای شرکت برای نوآوری‌های بیرونی بسیار بالا است. تحقیق و توسعه داخلی برای پاسخگویی به نیاز بعضی از شرکت‌ها کافی است و تاکید بیش از اندازه بر منابع خارجی نوآوری ممکن است حتی باعث کاهش سود خالص شرکت شود (اگر هزینه‌های همکاری‌های خارجی از ارزش ایجاد شده برای شرکت بیشتر باشد). علاوه بر این، همکاری با استارت‌آپ‌ها جنس ریسکی که شرکت‌ها با آن مواجه هستند را تغییر می‌دهد. ریسک فنی واحد تحقیق و توسعه داخلی با ریسک همکاری با یک شرکت خارجی عوض می‌شود و ریسک‌های جدیدی برای شرکت ایجاد می‌کند. علاوه بر این، اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه برای همکاری با استارت‌آپ‌ها (و به‌طورکلی نوآوری) همواره یک چالش اساسی برای شرکت‌های بزرگ است. در حال حاضر داده‌های اقتصادی بسیار محدودی برای اندازه‌گیری میزان سودآور بودن کار با استارت‌آپ‌ها وجود دارد، چرا که بسیاری از این تاثیرات ذاتا خیلی سخت اندازه‌گیری می‌شوند و بنابراین مدیران اجرایی کار سختی برای توجیه چنین برنامه‌هایی برای ذی‌نفعان دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند استارت‌آپ‌هایی که تابه‌حال با شرکت‌ها همکاری نکرده‌اند به دلیل عدم تمایل به این همکاری نبوده است. تعدادی از آن‌ها از همکاری با شرکت‌های بزرگ می‌ترسند و از اینکه وارد فرآیندی به این اندازه بزرگ شوند که کاملا هم تحت کنترل آن‌ها نیست، مردد هستند. اما مساله بزرگ‌تری که در مسیر استارت‌آپ‌ها وجود دارد این است که نمی‌دانند چگونه با شرکت‌های بزرگ ارتباط برقرار کنند یا در پیدا کردن علایق دوجانبه با شرکت‌ها با مشکل مواجه می‌شوند و متوجه خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها نمی‌شوند. همچنین بروکراسی اداری و فرآیند تصمیم‌گیری طولانی مدت در شرکت‌های بزرگ مساله‌ای است که می‌تواند برای استارت‌آپ‌ها یکی از چالش‌های اصلی در این مسیر باشد. از مطالعه موارد موفق همکاری بین شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها می‌توان به سه نکته کلیدی اشاره کرد: شرکت‌های بزرگ در همه صنایع می‌توانند از قابلیت‌های همکاری با استارت‌آپ‌ها بهره‌مند شوند. همکاری با استارت‌آپ‌ها صرفا مختص بزرگ‌ترین شرکت‌های جهانی نیست. بیشتر برنامه‌های همکاری با استارت‌آپ‌ها ابتدا کوچک بوده است و به مرور زمان گسترش یافته است.
  7. کامبیز اسدزاده

    تحریم، تمام مشکل استارت‌آپ‌ها نیست

    حمیدرضا احمدیان در پنل تخصصی صادرات اپلیکیشن‌های موبایل در عصر تحریم، گفت: سه مساله صادرات، اپلیکیشن و تحریم موضوعات کلان و مهمی هستند؛ ما در کشورمان حتی باوجود تحریم صادرات داریم و عملکرد ما تا به امروز در بخش صادرات محصولات معدنی و کشاورزی است اما از ظرفیت‌های صادرات محصولات فناوری اطلاعات و ارتباطات و دانش‌بنیان به‌خوبی توجه نشده و در گام‌های اولیه قرار دارند. مدیرکل دفتر نوآوری و حمایت از سرمایه‌گذاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ادامه داد: یکی از بخش‌های مهم در حوزه صادرات فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک است که در داخل به‌خوبی رشد کرده اما در صادرات آن ناکام بودیم؛ جریان تجارت الکترونیکی به سمت موبایل رفته و شاهد تجارت الکترونیکی موبایل محور هستیم و همین باعث شده تا امروزه هر نفر چند اپلیکیشن تجارت الکترونیکی از ارسال غذا تا حمل‌ونقل و غیره را داشته باشد. احمدیان با اشاره به چالش‌های موجود، گفت: توان مالی پایین استارت‌آپ‌ها و نداشتن اطلاعات از ترندها و کشش بازار هدف است؛ درعین‌حال اجرا نشدن قانون کپی‌رایت، رگولاتوری محصولات فناوری اطلاعات، تعدد متولیان صادرات فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور در کنار مشکلات بانکی و تسویه درآمدها ازجمله مشکلات استارت‌آپ‌ها را تشکیل می‌دهند. او تصریح کرد: حوزه محتوا در زمان تحریم برای ما فرصتی بزرگ برای صادرات و کسب درآمد از ورود به بازارهای خوب منطقه‌ای ازجمله افغانستان و گرجستان است. لزوم توسعه فریلنسرینگ (نیروهای پروژه‌ای) احمدیان با اشاره به بسته تهیه‌شده توسط وزارت ارتباطات در زمان تحریم، گفت: در بسته حمایت از صادرات فاوا تاکید شده که باید توانایی‌های فناوری اطلاعات برای ایجاد آمار دقیق احصا شود تا پایگاه داده کسب‌وکارها ایجاد شود، همچنین ایجاد پایانه‌های صادراتی موقت و نهادهای کارگزاری و ایجاد و مناسب‌سازی زیرساخت‌های بانکی است. او با تاکید بر اهمیت گسترش و توسعه فریلنسرینگ، افزود: حداقل کاری که می‌توانیم انجام دهیم، توسعه فضای فریلنس و درآمدزایی نیروی کار به‌صورت فریلنس است و برای همین نیاز است تا شرکت‌هایی واسط فریلنسرهای ایران و پروژه‌های خارجی باشند. فرصت امروز تکرار نشدنی است، تحریم را می‌توان با صادرات فاوا و استفاده از این بستر کمرنگ کرد؛ بدین منظور باید فرهنگ فریلنسیگ ایجاد شود و نیروی کار تربیت شود و درعین‌حال با ایجاد و توسعه درگاه‌های فریلنسر از این بستر استفاده کرد.
  8. کامبیز اسدزاده

    اینفوگرافیک: موانع موفقیت استارت‌آپ‌ها در ایران

    امروزه استارت‌آپ‌ها، از موضوعات مهم مورد بحث در کشورهای مختلف هستند. یکی از دلایل میزان اهمیت استارت‌آپ‌ها نقش آن‌ها در اقتصاد کشورها و ایجاد مشاغل جدید است. در استرالیا این حوزه موردتوجه جدی سیاست‌گذاران دولت قرار گرفته است، چراکه پیش‌بینی کرده‌اند در دو دهه آینده، استارت‌آپ‌های حوزه فناوری در حدود ۵۴۰،۰۰۰ شغل جدید در استرالیا ایجاد خواهند نمود. معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری کشور نیز نقش استارت‌آپ‌ها را در فضای اقتصادی و توسعه کسب‌وکارها بسیار حائز اهمیت می‌داند. بااین‌حال اکثریت استارت‌آپ‌ها در همان مراحل اولیه با شکست روبرو می‌شوند. لذا بررسی موانع داخلی موفقیت آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد چون بسیاری از اوقات، تنها درباره استارت‌آپ‌هایی می‌شنویم که موفق شده‌اند و داستان‌های موفقیت بر سر زبان‌هاست. درحالی‌که تعداد بی‌شماری از استارت‌آپ‌ها درنهایت شکست‌خورده و فراموش می‌شوند. یک ‌ضرب‌المثل رایج در سیلیکون ولی این است که ۹۰ درصد از استارت‌آپ‌ها درنهایت شکست می‌خورند. ازآنجایی‌که به‌کارگیری ایده‌های استارت‌آپی در ایران نیز به‌سرعت در حال رواج است و پیشرفت روزافزون آن‌ها می‌تواند درروند رو به رشد بازار سرمایه و حل چالش‌های آن نیز مؤثر واقع شود، لذا در این گزارش بر شناسایی و بررسی موانع داخلی موفقیت استارت‌آپ‌ها تلاش شده است. به‌منظور تحلیل موانع داخلی موفقیت استارت‌آپ‌های کشور با همکاری مرکز توانمندسازی و تسهیل‌گری کسب‌وکارهای نوپای فاوا و هسته پژوهشی نوآوری کسب‌وکارهای دیجیتال دانشگاه تهران در نیمسال دوم سال ۹۵ اقدام به انجام پژوهش جامعی مبتنی بر روش پیمایش جهت شناخت موانع داخلی موفقیت استارت‌آپ‌ها در کشور صورت گرفت. پرسشنامه این پیمایش را ۳۲ نفر از فعالان استارت‌آپی منتخب کشور در نمایشگاه الکامپ پرکرده‌اند.
  9. کامبیز اسدزاده

    اینفوگرافیک: مقایسه اکوسیستم‌های کارآفرینی

    مقایسه اکوسیستم‌های کارآفرینی جهان و نمایه‌ای از استارت‌آپ‌های ایران اکوسیستم کارآفرینی به افراد، سازمان‌ها و نهادهایی اشاره دارد که محرک یا مانع تصمیم فرد برای کارآفرین شدن بوده و یا بر احتمال موفقیت او در صورت راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرینانه مؤثرند. تصویر زیر اکوسیستم کارآفرینی ایران را در مقایسه با اکوسیستم کارآفرینی ۴ کشور دیگر نشان می‌دهد. همچنین تصویر زیر وضعیت کارآفرینی ایران را بر اساس «شاخص جهانی کارآفرینی» نشان می‌دهد. شاخص جهانی کارآفرینی (GEI) برای به تصویر کشیدن اکوسیستم‌های کارآفرینانه طراحی‌شده است که همه‌ساله توسط موسسه کارآفرینی و توسعه جهانی به‌صورت گزارشی یکپارچه از وضعیت کارآفرینی کشورهای مختلف منتشر می‌شود. این شاخص نه یک شمارش ساده خروجی‌ها نظیر تعداد بنگاه‌های ثبت‌شده جدید است و نه یک محک‌زنی سیاستی است. این شاخص ویژگی‌هایی از کارآفرینی را مدنظر قرار می‌دهد که بهره‌وری را بهبود می‌بخشند، ویژگی‌هایی از قبیل نوآوری، گسترش بازار، رشد محور بودن، و بینش بین‌المللی داشتن. بخش دیگری از این اینفوگرافیک وضعیت فعلی استارت‌آپ‌های ایران را به تصویر کشیده است. این اطلاعات بر اساس یک گزارش میدانی با همکاری مرکز توانمندسازی و تسهیل‌گری کسب‌وکارهای نوپای فاوا و هسته پژوهشی نوآوری کسب‌وکارهای دیجیتال دانشگاه تهران در نیمسال دوم سال ۹۵ و پژوهشی میدانی در الکام‌استارز ۹۶ صورت گرفته است. در این گزارش، وضعیت بلوغ اکوسیستم و استارت‌آپ‌های ایران، محدوده بازار، مدت‌زمان راه‌اندازی و حوزه فعالیت استارت‌آپ‌های ایران بررسی و مورد ارزیابی قرارگرفته است.
  10. کامبیز اسدزاده

    نحوه‌ی تبدیل کسب‌وکار سنتی به استارت‌آپ

    امروزه داستان‌های زیادی درباره نوجوانانی شنیده می‌شود که بعد از ساخت یک اپلیکیشن، ثروتمند شده‌اند. بر این اساس، استارت‌آپ‌ها امروزه به بخشی از جریان اصلی رسانه‌ها تبدیل‌شده‌اند. ولی اکثر مردم تفاوت میان این کسب‌وکارها و SME های معمولی (یا همان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط) را نمی‌دانند. بنابراین، قبل از اینکه نکاتی را درباره تبدیل کسب‌وکارهای سنتی به استارت‌آپ مطرح کنیم، باید بدانیم استارت‌آپ چیست. کلمه استارت‌آپ به‌خودی‌خود یعنی «آغاز»، یعنی دست زدن به کاری نو و کسب‌وکاری نو. اگرچه بحث‌های زیادی بر سر تعریف «استارت‌آپ» در جریان است، اما استارت‌آپ معمولا با مدل‌های کسب‌وکار نوآورانه و بر هم زننده، چه از طرق فناورانه و چه از طرق لجستیک و آماری، سروکار دارد. چگونه تشخیص دهید زمان آن رسیده که کسب‌وکارتان را به استارت‌آپ تبدیل کنید: تبدیل کسب‌وکار به استارت‌آپ می‌تواند صرفا به معنی انتقال کسب‌وکار به سطحی پیشرفته‌تر باشد. برای مثال، ممکن است به این نتیجه برسید که کسب‌وکار شما پتانسیل بین‌المللی شدن دارد. شاید هم راهی پیدا کنید تا فناوری را وارد فرایند کسب‌وکار نمایید که دیگران بتوانند از آن تقلید کنند. درهرصورت، اگر احساس می‌کنید کسب‌وکار شما تا سر حد مرزهایش پیش رفته است و دانشی در اختیار دارید که پتانسیل تاثیرگذاری روی بازار را دارد، زمان آن رسیده که مسیر استارت‌آپ شدن را آغاز نمایید. برای توسعه استارت‌آپتان به چه چیزهایی نیاز دارید: اگر تصمیم گرفته‌اید که کسب‌وکار سنتی خود را به استارت‌آپ تبدیل کنید، به دو عنصر اساسی نیاز دارید: نوآوری و فناوری‌های جدید. موارد زیر را در نظر بگیرید: ایده‌های خود را سازمان‌دهی کرده و از خود سوال بپرسید: کسب‌وکار من چه مشکلی را قرار است حل کند و برای این کار از چه روشی قرار است استفاده نماید. بعد از به دست آوردن این اطلاعات ، تعیین کنید که نیازهای شما از دیدگاه فنی و طراحی کدامند. به دنبال مشاور باشید: یادگیری از کارشناسان و متخصصان حوزه موردنظرتان همواره به نفع شماست. همچنین، دانستن اینکه برای کمک به رشد کسب‌وکارتان به کدام تغییرات مالی نیاز دارید، برایتان مفید خواهد بود. منابع زیادی وجود دارند که می‌توانند شما را در مورد نحوه راه‌اندازی یک استارت‌آپ راهنمایی کنند. به دنبال برنامه‌هایی باشید که این فرایند را تسریع می‌کنند؛ مانند Parallel18 محدوده آرامش خود را کنار گذاشته و سعی کنید فراتر از محدوده کسب‌وکار سنتی خود گام بردارید. به دنبال فرصت باشید و جرئت آن را داشته باشید که استارت‌آپی با تاثیر بسیار زیاد و پتانسیل جهانی ایجاد کنید.
  11. «میلاد جهاندار»، دبیر انجمن فین‌تک ایران خبر از راه‌اندازی یک پلتفرم پیگیری و ارتباط میان استارت‌آپ‌های فین‌تک و پلیس فتا ناجا برای تعامل نزدیک‌تر می‌دهد. او پلتفرمی که یک پل ارتباطی میان استارت‌آپ‌های فین‌تک و پلیس فتا است را راهکاری برای رسیدگی سریع‌تر به پرونده‌‌ها می‌داند و از آن به عنوان یک راه ارتباطی امن و سریع یاد می‌کند. جهاندار اشاره می‌کند که پلیس فتا پس از چند جلسه با انجمن فین‌تک و طرح دغدغه‌های دو طرف، دست به طراحی این پلتفرم زده تا ارتباط خود را با استارت‌آپ‌های مالی تقویت کند: چند جلسه با پلیس فتا ناجا داشتیم و دغدغه‌هایی که سمت استارت‌آپ‌های فین‌تک بود را مطرح کردیم. برخورد بسیار مثبتی داشتند و آنها هم دغدغه‌ها و مشکلات‌شان را مطرح کردند. نتیجه این جلسات، تلاش برای رفع دغدغه‌های دو سویه بود و حالا خود پلیس فتا پلتفرمی و سیستمی را طراحی کرده است که ارتباط بین استارت‌آپ‌های فین‌تک و پلیس فتای ناجا را آسان می‌کند. این راهکاری بود که ما با مشارکت‌ هم به آن دست پیدا کردیم. دبیر انجمن فین‌تک ایران می‌گوید که این پلتفرم کمک می‌کند تا پلیس بتواند به پرونده‌ها با سرعت بیشتری رسیدگی کند و حالا سیستمی توسعه پیدا کرده که هم به سود استارت‌آپ فین‌تک است، هم به سود پلیس و هم به نفع کاربری که یک مشکل مالی پیدا کرده و شکایتی را ثبت کرده است: هدف این است که به وسیله این پلتفرم، یک سری از مشکلات را حل کنیم. برای مثال دنبال آن هستیم تا استعلاماتی که از سمت مراکز پلیس فتا برای استارت‌آپ‌های فین‌تک ارسال می‌شود به شکل یکپارچه و پنجره واحد باشد تا هم ارتباط در یک فضای امن صورت بگیرد و هم سرعت آن افزایشی چشم‌گیر داشته باشد. این مساله باعث می‌شود تا پلیس فتا بتواند سریع‌تر به موارد رسیدگی کند، که در نهایت باعث می‌شود تا به پرونده افراد شاکی با سرعت بیشتری رسیدگی شود. هدف این است تا بتوانیم در این همکاری، کمک کنیم تا فضا امن‌تر شود. برای مثال اگر موردی نیاز به گزارش‌دهی دارد، حالا یک راه ارتباطی امن و سریع بین پلیس و استارت‌آپ‌های فین‌تک به وجود آمده است. این اولین باری است که یک نهاد نظارتی به این شکل با استارت‌آپ‌های فین‌تک وارد تعامل می‌شود، دغدغه‌هایش را مطرح می‌کند و سپس با هم به چنین راهکاری دست پیدا‌ می‌کنند. جهاندار نیز عنوان می‌کند که اگر نهادهای نظارتی دیگر مانند دادستانی دغدغه‌هایشان را مطرح کنند، کمتر شاهد اتفاقاتی مانند فیلترینگ در استارت‌آپ‌های این حوزه خواهیم بود. قوه قضاییه و به شکل مشخص، کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه متولی فیلترینگ در ایران است و جهاندار هم خبر می‌دهد که دغدغه‌های نهادهای حاکمیتی قابل درک است اما با فیلترینگ یک کسب‌وکار، عملاً هیچ مشکلی حل نمی‌شود: این‌کار صرفا ضربه‌ای است که اعتبار یک کسب‌وکار داخلی را زیر سوال می‌برد؛ اعتباری که شرکت‌ها برای جذب آن جنگیده‌اند و سال‌ها تلاش کرده‌اند. در این شرایط به تعامل بیشتر نیاز داریم و این اتفاق فعلا از سمت پلیس فتا ناجا رخ داده و می‌تواند یک حرکت الهام بخش‌ برای سایر نهادهای نظارتی باشد. دبیر انجمن فین‌تک ایران از فیلترینگ به عنوان یکی از دغدغه‌های جدی استارت‌آپ‌های فین‌تک یاد می‌کند و می‌گوید این نمونه از همکاری با پلیس فتا، استعداد گسترش با سایر نهادهای نظارتی از جمله قوه قضاییه را دارد: امیدواریم این همکاری، روندی موفقیت‌آمیز را طی کند تا بتوانیم با دادستانی و نهادهای حاکمیتی دیگری که به کسب‌وکارهای فین‌تک و در مجموع استارت‌آپ‌ها نگاهی جدی ندارند، نگاهی همسو پیدا کنند و متوجه شوند با تعامل و همکاری می‌توان کارهای بزرگی در کشور کرد؛ کارهایی که خود نهادهای نظارتی آرزوی آن را دارند.
  12. کامبیز اسدزاده

    کسب‌وکارها افت کیفیت اینترنت را گزارش دهند

    وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: ما افت سرعت نداشته‌ایم، اما شاهد کاهش کیفیت بودیم که امیدواریم به‌زودی برطرف شود؛ افت کیفیت اینترنت حق‌الناس است. محمدجواد آذری جهرمی در حاشیه جلسه هیات دولت این هفته در جمع خبرنگاران اظهار کرد: با توجه به حکم قضایی صادره برای فیلترینگ تگلرام سازمان تنظیمات مقررات اشکالاتی را در مورد سرعت اینترنت جمع‌آوری کرد که جلسه‌ای با شرکت‌های اینترنتی داشتیم راه‌کارهایی برای رفع افت کیفتی که در سرویس‌های اینترنتی ایجادشده بود اندیشیده و استفاده از روش‌هایی که کیفیت را بهبود ببخشد، آغاز شد. او در تشریح گفته‌هایش یادآور شد: کیفیت، دو بحث دارد. یکی به کیفیت ارایه خدمات شرکت‌های اینترنتی بازمی‌گردد که همواره بحث بر سر این موضوع وجود داشته است و برخی از مطالبات به افت کیفیت در اثر فیلترینگ بازمی‌گردد. همه این موضوعات مورد توجه است؛ چرا که افت کیفیت سرویس بخشی از حق‌الناس است و ما بر حل این موضوع جدیت داریم. مطالبه به‌حق مردم را پیگیری می‌کنیم و امیدواریم به سرانجام مطلوبی برسد. وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات در ادامه گفت: آن موضوعاتی که تا امروز تلاش شده تا شرایط بهتری پیدا کند یکی کیفیت بازی‌های رایانه‌ای بوده است که بخش عمده‌ای از جوانان به آن سروکار داشتند و مورد اعتراض بود. برای کسب‌و‌کارها نیز تمهیداتی اندیشیده شده است تا از طریق شرکت‌ها مشکلاتشان برطرف شود. او ادامه داد: سرویس‌های داخلی که مسیریابی‌شان از داخل دچار مشکل شده بود با تشکیل کارگروهی مشکلاتشان هدایت شد. دیروز جلسه‌ای با مدیران شرکت مخابرات داشتم تا این مشکل را کامل برطرف کنم. موضوع کیفیت بحثی است که خود من با آن مشکل دارم و خواهان برطرف شدنش هستم امیدوارم ظرف روزهای آینده رضایت را به سرویس‌ها بازگردانیم. آذری جهرمی گفت: از مردم تقاضا داریم اگر در حوزه کیفیت مشکلاتی دارند با جزییات اطلاع دهند. کانال‌هایی برای کسب‌و‌کارهای کوچک فراهم کرده‌ایم شرکت ارتباطات زیرساخت ارتباط ایمیلی را فراهم آورده‌‌ایم که کسب‌و‌کارها می‌توانند اطلاعاتشان را ارسال کنند. او افزود: همچنین برای خبرگزاری‌ها و خبرنگاران تسهیلاتی از سوی وزارت ارشاد فراهم آمده است. خبرنگاران و خبرگزاری‌ها می‌توانند اطلاعاتشان را از طریق وزارت ارشاد برای حل مشکلات به ما برسانند. وزیر ارتباطات و فن‌آوری ارتباطات خاطرنشان کرد: مردم می‌توانند از طریق 195 نظراتشان را درباره مشکلات اینترنتی ارایه کنند. ما افت سرعت نداشته‌ایم اما شاهد کاهش کیفیت بودیم که امیدواریم به‌زودی برطرف شود. او در پاسخ به این پرسش که آیا در مورد تلگرام تصمیمات جدیدی گرفته‌شده است یا خیر گفت: ما صاحب تصمیم نیستیم اگر صاحب تصمیم‌ها تصمیم جدیدی گرفتند خودشان اعلام می‌کنند. آذری جهرمی اظهار کرد: نرم‌افزاری‌هایی که در عرصه فضای مجازی ارایه خدمت می‌کنند باید از صنف خودشان مجوز بگیرند. و مطابق قانون موجود صنفشان برای آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کند. کسب‌وکارهای اینترنتی یک صنف دارند و کسب‌وکارهای سنتی یک صنف دیگر دارند . اپلیکیشن‌ها بر اساس نوع فعالیتشان از یکی از این اصناف مجوز می‌گیرند و از سوی دیگر برای خدمات بانکی‌شان مجوز «ای نماد» را می‌گیرند و در حوزه گردشگری از سازمان میراث مجوزشان را تهیه می‌کنند. البته قرار است که تمام این مجوزها تجمیع شود و به‌صورت پنجره واحد در اختیار متقاضیان قرار گیرد. او در پایان با اشاره به در پیش بودن راه‌پیمایی روز قدس گفت: مردم ایران همواره حامی مردم فلسطین بوده‌اند .مردم فلسطین در شرایط نامناسبی هستند. از یک‌سو اشغال کشورشان و از سوی دیگر حملاتی که به آن‌ها می‌شود شرایط را برایشان سخت‌تر می‌کند. حرکتی که به تدبیر امام راحل جهت نام‌گذاری یک روز بین‌المللی به نام روز قدس صورت گرفته است ازجمله تصمیم‌های مهم در راستای حمایت از این مردم بوده است.
  13. کامبیز اسدزاده

    استارت‌آپ ویکند تبریز

    با شرکت در استارت‌آپ ویکند تبریز در محیطی ایده‌آل در کنار افرادی با تجربه و با استفاده از بهترین روش‌ها و ابزارها می‌توانید بنیانگذار یک کسب و کار نو باشید. در این رویداد به جمع دوستان خود طراحان، برنامه‌نویسان و بازاریابان اضافه خواهید کرد و به کمک هم شروع به اجرای ایده‌های خود خواهید کرد. بهترین روش یادگیری تجربه است و استارت‌آپ ویکند به شما ۵۴ ساعت فرصت می‌دهد تا شروع یک کسب و کار را تجربه کنید. این برنامه صرفا یک آموزش نیست و در اصل شبیه‌سازی راه‌اندازی یک کسب و کار است. در این رویداد شما فرصت شبکه سازی خواهید داشت و با افرادی آشنا خواهید شد که با جدیت بدنبال شروع کسب و کار خود هستند. همچنین مربیان و صاحبان کسب و کار در این رویداد در کنار شما خواهند بود. اطلاعات بیشتر و ثبت نام در رویداد
  14. توسعه منبع باز، تغییر ساختاربندی، یادگیری ماشین، طراحی بر مبنای نیاز مشتری در زمان بلند مدت تغییرات دیجیتال آینده را شکل خواهند داد. نرم افزار های منبع باز، تغییرات ساختار برنامه ها، بازنویسی مجدد، یادگیری ماشین ، و طراحی مبتنی بر مشتری بزرگ ترین تغییرات دیجیتال آینده خواهند بود. به طور مثال استارتاپ هایی مانند uber و lyft را می‌شناسید که صنعت حمل و نقل را به کلی دگرگون کرده‌اند. Twitter و Facebook نیز این کار را با ارتباطات انجام داده‌اند. Netflix و Hulu نیز این کار را با تلوزیون های کابلی انجام داده‌اند. تمام این شرکت‌ها یک صنعت را متحول کرده و یا صنعت جدیدی ساخته اند. اکنون نیز تمام شرکت ها نیازمند این هستند که تکنولوژی های قدیمی را کنار گذاشته و دوباره خود را بسازند تا توانایی رقابت داشته باشند. منبع باز به شکل دهی دنیای ما ادامه می‌دهد یکی از اجزای پازل فرهنگ و همکاری Open Source است و به عنوان عامل مرکزی پشت هر یک از این شرکت های موفق می‌باشد. هر کدام از اینها به صورت منبع باز توسعه داده شده اند. این تغییرات در حال اتفاق افتادن است که این روش نقش بزرگی در آن دارد. برای دهه های طولانی Open Source به ما این اجازه را می‌داد تا از طریق سیستم های عامل و برنامه نویسی نوآوری ایجاد کنیم. انتشار به صورت Open Source نه تنها باعث رشد کسب وکارهای شخصی شد بلکه باعث تغییرات بزرگ در کل صنایع گردیده است. استفاده از منبع باز و برنامه نویسی به کمک آن و حضور فعال در بین برنامه نویسان open source به یک ضرورت برای عقب نماندن از تکنولوژی و حضور در یک جامعه بزرگتر است. در مورد تمام فعالیت هایی که در شرکتتان انجام می‌دهید فکر کنید، کسب و کارهایی که از منبع باز استفاده نمی‌کنند و در مقابل آن مقاومت نشان می‌دهند بایستی تغییرات را بپذیرند و یا اینکه به زودی محو خواهند شد. توسعه نرم افزار توسعه کسب و کار است ایده اینکه تمام کسب و کار یک کسب و کار نرم افزاری هستند امروزه دیگر نباید کسی را شگفت زده کند. اما چیزی که باعث شگفت زدگی می‌شود تغییراتی هستند که در توسعه نرم افزار، امور عملیات شرکت ها و تیم های داده هستد و خوشبختانه شما و تیمتان در مرکز این تغییرات هستید. به عنوان افراد حرفه ای در تکنولوژی شما در حال این تغییر هستید که چگونه کسب‌وکار از نرم افزارها برای تصمیم گیری بهتر، ارتباط با مشتریان، افزایش پایداری کسب و کار، امنیت و مقیاس پذیری آن استفاده می‌کنند. بسیاری از آنها بر روی دوش شما ( توسعه دهندگان نرم‌افزار) است که نیازهای خارج از تیمتان در مورد کسب‌وکارها را بیابید و بر روی آنها کار کنید. بایستی راهی بیابید که با کدنویسی چطور می توان رشد یک کسب و کار را افزایش داد. بازبینی ساختار و توسعه دوباره یک کسب و کار را متمایز می‌کند. معماری یک نرم‌افزار و سیستم‌های یک شرکت مانند بدن یک انسان هستند. اگر شما بتوانید از آنها به درستی استفاده مراقب کنید می توانید یک عمر طولانی و سالم داشته باشید و این دقیقا برای شرکت ها نیز صدق می‌کند و این می‌تواند به سادگی با چک کردن اینکه چه چیزی در حال اتفاق افتادن است ( مدل کسب‌وکار) برنامه ریزی برای بهبود و بالاتر بردن امنیتش باعث کاهش هزینه های تعمیر شود و عمر سیستم را بالاتر ببرد. خبر خوب این است که در زمینه های رساندن،‌ اجرا، و ذخیره سازی پیشرفت های خوبی انجام شده است و شما فقط نیاز دارید تا تمام تمرکز خود را بر روی رشد کسب و کار خودتان قرار دهید و نیازی نیست به مسائلی مانند XaaS ، معماری بدون سرور، سیستم های توزیع،‌ میکروسرویس‌ها و غیره توجه داشته باشید. شما می توانید مدل قدیمی را به سادگی کنار گذاشته و به سمت تکنولوژی های جدید مانند OpenStack و قدرت پردازشی آن بروید که می تواند یک محیط قابل اطمینان و مقیاس پذیر را در اختیار شما قرار بدهد و شما به راحتی نرم افزارهای خود را بر روی سرویس های Cloud نظیر Docker و Kubernetes قرار بدهید. اجازه بدهید تا کامپیوترتان فکر کند (‌به صورت متفاوت) یادگیری ماشین دوباره مورد توجه همه قرار گرفته است و خوشبختانه اینبار همه از نرم افزارهای منبع باز استفاده می‌کنند. OpenAI (Elon Musk) ، Watson(IBM) ، TensorFlow(Google) و CNTK(Microsoft) بر روی محصولات جدیدی مانند Alexa شروع به سرمایه‌گذاری کرده اند و می خواهند ساختاربندی را به صورت اتوماتیک انجام دهند. کافی است این را در کنار Big Data قرار بدهید و متوجه شوید محصولات این شرکت‌ها چقدر می‌توانند در مقایسه با چند ماه گذشته بهتر عمل کنند. یادگیری ماشین تاثیر بسیار بالایی در تصمیم‌گیری شرکت‌ها، نحوه تعامل آنها، نحوه انتقال اطلاعات و .... خواهد داشت و دیگری نیازی به نگران بودن در مورد وظایف low-level وجود ندارد. توجه به مشتری همواره شما را به سوی موفقیت هدایت می‌کند زمانی که شما می‌خواهید در مورد یک محصول که قرار است آن را به دست مشتری برسانید شروع به برنامه‌ریزی، طراحی و ساخت پرتال‌های متفاوت می‌کنید، بایستی موارد زیادی را از قبیل بودجه، تقویم زمانی، اهداف شرکت را در نظر بگیرید. اما هیچ یک از اینها نباید اهمیت بالاتری از مشتریان واقعی شما داشته باشند. مشتری شما می تواند یک کاربر یا یک شرکت باشد. اما اگر شما شروع به ساخت محصولی بکنید که قبل از آن از مشتریانتان اعتبارسنجی نکرده‌اید، تمام کاری که انجام داده‌اید فقط یک حدس مورد نیاز مشتریانتان است. شما بایستی مشتری را در مرکز انجام یک پروژه قرار دهید. تجربه آنها در واقع نشان دهنده میزان موفقیت شماست. از آنجایی که تکنولوژی به صورت سریعی در میان شرکت‌ها در حرکت می‌باشد، شرکت‌های سنتی تکنولوژی بایستی خود را آماده این تغییرات بکنند تا بتوانند در مسیر خود در تغییرات دیجیتال باقی بمانند.
×
×
  • جدید...