رفتن به مطلب
جامعه‌ی برنامه‌نویسان مُدرن ایران

الهه انصاری

طراحان
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد الهه انصاری در 18 آبان

الهه انصاری یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

8 خوب

درباره الهه انصاری

مترجمین
میانجی گر‌ها
  • تاریخ تولد 24 آبان 1375

موقعیت

  • شهر
    ارومیه

آخرین بازدید کنندگان نمایه

91 بازدید کننده نمایه
  1. الهه انصاری

    اصول طراحی: تعادل

    «بخش دوم» در پست ۷ گام برای تبدیل شدن به یک طراح موفق UI/UX به طور خلاصه به اصول طراحی رابطه‌ی کاربری اشاره کردیم. در این بخش قصد داریم در مورد اصل تعادل (Balance) صحبت کنیم. هر طرح با یک صفحه‌ی خالی یا فضای خالی آغاز میشود. هنگامی که یک عنصر اضافه میکنیم، قرار دادن آن میتواند تعیین کند که طراحی تا چه حد موفق خواهد بود. طراحی موثر ارتباطات و علاقه‌ی بیننده را بنا میکند؛ خواه این طراحی به صورت چاپ شده و یا به صورت صفحات وب باشد. در یک طرح وب معمولی، طراح باید لوگو، متن، عکس یا تصویر را جایگزین کند. با یک تلاش آگاهانه برای ایجاد ارتباط بین این عناصر می‌توان یک طراحی چشم نواز به وجود آورد. تعادل در طراحی بسیار شبیه به تعادل در زندگی است. نمونه ای که اغلب از تعادل در دنیای واقعی یاد می‌شود، الاکنگ است. وقتی فقط یک نفر روی آن نشسته است، تجربه‌ی بسیار سرگرم کننده‌ای نیست. تعادل زمانی حاصل میشود که دو نفر از افراد با وزن مشابه در هر طرف قرار گیرند. نمونه‌ای دیگر از تعادل را هنگامی می‌توان به دست آورد که یکی از افراد سنگین در یک طرف و دو نفر سبکتر در طرف دیگر نشسته اند. اگر یک فرد سنگینتر به مرکز الاکلنگ نزدیکتر شود تعادل میتواند حاصل شود، در حالی که یک فرد سبکتر در انتهای طرف دیگر نشسته است. ما به عنوان انسان از لحاظ جسمی یک دست و پای در هر طرف ستون فقرات و سر داریم و قادر به ایستادن و حرکت با وجود اندازه و وزنهای مختلف هستیم. در طراحی سعی میکنیم به توازنی میان عناصر دست یابیم، زیرا در چشم نواز است. اما تعادل همیشه از طریق تقارن بدست نمیآید. نگاهی به جعبههای زیر کنید. خط سفید در جعبه‌ی 1 و 2 به طور متقارن متعادل است در حالی که در جعبه‌ی 3 و 4 خط به طور نامتقارن متعادل است. تقارن تعادلِ متقارن تعادلِ تصویر آینه است. اگر یک خط را از طریق مرکز صفحه بکشید، عناصر در یک طرف خط در سمت دیگر نیز به صورت آینه دیده میشوند. ما میتوانیم آن را با قرار دادن عناصر به طور نسبتا مساوی در طراحی دست یابیم. تقارن در طبیعت یک مثال معمول که در وب اتفاق میافتد، جایی است که بلوک های متن در سطر یا ستون به صورت آینه نگاشته می‌شوند. همچنین میتواند با استفاده از رنگ و تایپوگرافی به دست آید. برای مثال در وب سایت Mobile Web Book تصویر تلفن همراه این صفحه به دو بخش تقسیم می‌شود که با بلوکهای متن در هر طرف به صورت متعادل در مقابل هم قرار گرفته اند. در پوستر فیلم «The Day I Became A Woman»، بلوک متن سفید بزرگ در گوشه‌ی سمت راست بالا در گوشه‌ی پایین سمت چپ هم از لحاظ رنگ و هم از نظر شکل متقارن هستند. سایت پر طرفدار Florida Flourish تقریبا میتواند به نصف مرکز برسد که یک حس بسیار قوی از تعادلِ متقارن دارد. پوستر Havco که در زیر آورده شده است، قسمت چپ و راست پوستر با استفاده از اشکال مشابه و قطعات بدن متعادل است . متن قرمز در بالا و پایین عنوان در رنگ و اندازه‌ی متعادل قرار دارد. عدم تقارن طرح بندیهای متعادلِ نامتقارن دارای عناصری هستند که در یک خط مرکزی به صورت آینه‌ای جدا نمی‌شوند. این طرح بندی‌ها میتوانند طراحی را دشوارتر کنند، اما سبب جذابیت برای بیننده می‌شوند. میتوانیم با ایجاد چندین آیتم کوچک در یک طرف و یک آیتم بزرگ در طرف دیگر یک طرح متضاد نامتقارن ایجاد کنیم. اگر یک آیتم تیره در یک طرف دارید، میتوانید چندین آیتم روشن رنگی را در طرف دیگر قرار دهید. یک طراحی متعادلِ نامتقارن میتواند تنش ایجاد کند و بیننده را جذب کند. وب سایت MattWeb یک گرافیک بزرگ دارد که سمت چپ صفحه‌ی اصلی را پر کرده است. حس توازن نامتقارن در اینجا با استفاده از رنگهای تطبیق و یک فونت بدون سرصفحه مطابق با مارپیچ‌ها به دست می‌آید. سایت Dann Whitaker دارای چندین عنصر است که به صورت متقارن نیستند، اما از نظر رنگ، بافت و محتوا یکدیگر را متعادل میکنند. عدم تعادل (Off-Balance) خوب، پس اگر تمام کارهای طراحی شما در تعادل باشند، خسته کننده میشود. اگر قوانین را میدانید، میتوانید آن‌ها را قطع کنید، و عدم تعادل میتواند جنبش و حرکت را به بیننده منتقل کند. البته این مسئله میتواند بیننده را به کمی ناراحت و آشفته کند. طراحی غیر متعادل میتواند مخاطب را به فکر کردن وادار کند. فقط اجازه ندهید که به طور تصادفی این اتفاق بیفتد. در مقاله‌ی آینده نگاهی به اصل مجاورت (Proximity) میکنیم. در عین حال توصیه می‌شود که در وب سایت‌های مختلف تعادل قوی، تقارن و عدم تقارن را بررسی کنید.
  2. زمان همیشه به عنوان یک فاکتور اساسی و حساس در پروژه‌ها به حساب می‌آید. در این مقاله قصد داریم ببینیم که چگونه می‌توانیم 90 درصد از وقت خود را طی جریان پروژه صرفه جویی کنیم. یکی از ابزارهایی که برای این منظور وجود دارد، Figma است. با استفاده از این ابزار در طول فرآیند طراحی UI/UX می‌توانیم چندین ساعت در کارمان صرفه‌جویی داشته باشیم و جریان طراحی را عمیقا متحول کنیم. Figma علاوه بر بصری بودن، یک پکیج کامل است که قابلیت کار بر روی تمامی مراحل فرآیند طراحی را برای ما فراهم می‌سازد: رسم وایرفریم‌ها، طراحی، طراحی سیستم‌ها، نمونه‌سازی و طراحی مشارکتی. هدف از این مقاله آموزش نحوه‌ی استفاده از Figma نیست؛ بلکه می‌خواهیم به شما نشان دهیم که چگونه می‌توانید چندین ساعت زمان را در پروژه‌ی بعدی خود با یک ترفند ساده ذخیره کنید. این امر به خاطر وجود ویژگی‌ای از Figma به نام اجزا یا مولفه‌ها (Components) تحقق می پذیرد. components in Figma اجزا در Figma شباهت زیادی به نمادها (Symbols) در Sketch دارد. اما اجزای موجود در ابزار Figma بسیار انعطاف پذیر و استفاده از آن‌ها آسان‌تر است. اگر در مورد اجزا اطلاعات زیادی ندارید، توصیه می‌کنم این مقاله را با دقت مطالعه کنید. Figma‌ چگونه به ما در صرفه‌جویی زمان کمک می‌کند؟ حال ببینیم فرآیند طراحی سنتی در مقایسه با فرآیند طراحی در Figma چگونه به نظر می‌رسد. فرآیند فرآیند سنتی یا کلاسیک ساده‌ترین فرآیند کلاسیک، ساخت یک وایرفریم در برنامه‌ای مانند Balsamiq است. سپس می‌توان طرح را در یک برنامه‌ی دیگری مانند Sketch ساخت و در برنامه‌ای چون InVision نمونه‌‌ی اولیه را ایجاد کرد. این روند یک روند تعاملی نیست، زیرا علاوه‌ بر اتلاف وقت زیاد، باعث به وجود آمدن شکاف بزرگی بین وایرفریم و نمونه‌سازی می‌شود. فرآیند طراحی در Figma با استفاده از Figma، شما از 2 مرحله پرش کرده، وایرفریم‌های تعاملی خود را رسم و هم زمان یک کتابخانه‌ی رابط کاربری ایجاد می‌کنید. سپس اجزا رIبط کاربری را به‌روز می‌کنید که قبلا وقت ارزشمندتان را برای ایجاد یک نمونه اولیه هدر می‌کردید! در واقع شما وایرفریم‌های خود را با استفاده از اجزا از ابتدا می‌سازید. پس از تایید وایرفریم‌ها، تنها چیزی که نیاز دارید به‌روز کردن اجزا است. این کار اشکال سفید و سیاه پایه‌ای شما را به اجزای طراحی شده‌ی دقیق تبدیل می‌کند. به بیان دیگر وایرفریم‌های شما به یک نمونه‌ی اولیه با وضوح و جزییات بیشتر تبدیل می‌شوند. چگونه کار می‌کند؟ این کار در ۴ مرحله انجام می‌شود که در زیر آورده شده است. مرحله‌ی۱. وایرفریم‌های خود را بسازید. قبل از این مرحله، شما باید طرح خود را روی کاغذ کشیده باشید. حال زمان آن فرا رسیده که آن‌ها را ب‌‌‌ م‌های دیجیتال منتقل کنید. پیش از شروع طراحی، اولین کاری که باید انجام دهید ایجاد یک قالب کتابخانه‌ی رابط کاربری (UI library frame) است. تمام اجزای رابط کاربری قابل استفاده‌ی مجدد و دستورالعمل های شما در این قالب قرار می‌گیرند. اولین مولفه‌هایی (Components) که باید ایجاد کنید سبکهای متن شماست. برای هر سبک (H1، H2، H3، H4، P، کوچک، و غیره) یک جز ایجاد کنید. از فونت‌ها همان گونه که هستند استفاده کنید و فعلا در مورد طراحی فکر نکنید. هر سبک متن یک جز است حال، هر زمان که می‌خواهید متنی را به صفحه اضافه کنید، یک نمونه از مولفه‌ی متن در کتابخانه‌ی رابط کاربری را می‌گیرید. چرا؟ هنگامی که شما به مرحله‌ی طراحی ‌‌‌‌‌می‌روید و می‌خواهید سبک فونت را برای تمامی صفحه‌های خود تغییر دهید، آن را یک بار از همین جا تغییر می‌دهید و در همه جا به‌روز می‌شود. کمی بعد کاملا متوجه خواهید شد. این مفهوم به تمامی مولفه‌های دیگر شما قابل تعمیم است. یک نمونه کتابخانه‌ی رابط کاربری تمامی اشیا (Objects) از جمله Buttons، Inputs، Dropdowns، Navbars، Cards، Labels، Footers را هم دقیقا مانند اجزا ایجاد کنید. همچنین می‌توانید ابتدا شی را روی صفحه‌ی نمایش ایجاد کنید سپس آن را به کتابخانه‌ی خود بکشید و به یک جز تبدیل کنید و سپس دوباره در صفحه کپی کنید. نمونه‌ای از وایرفریم‌ها در پایان پروژه، تقریبا هر شی‌ای که در طرح‌ها‌ ایجاد می‌کنید، باید یک جز باشد. این کار نه تنها در صرفه‌جویی زمان به شما کمک می‌کند، بلکه هماهنگی را در محصول شما حفظ می‌کند که یک نکته‌ی کلیدی مهم در طراحی رابط کاربری و تجربه‌ی کاربری است. مرحله‌ی۲. وایرفریم‌های خود را تعاملی کنید. پس از رسم وایرفریم‌ها و ایجاد کتابخانه، زمان تعاملی کردن وایرفریم‌ها رسیده است. خوشبختانه، وجود Figma انجام این کار را بسیار ساده کرده است. تمام چیزی که نیاز دارید کشیدن هر شی به صفحه مرتبط با خود در حالت نمونه‌ی اولیه است. همان طور که در زیر می‌بینید، اتصال مولفه‌های اصلی همان لینک را به تمام نمونه های آن اعمال می‌کند. تعاملی ساختن وایرفریم‌ها گام بعدی این است که وایرفریم‌های تعاملی خود را با ذینفعان به اشتراک بگذارید و نظرات خود را با اضافه کردن در نمونه‌ی اولیه به طور مستقیم دریافت کنید. پس از چندین دوره‌ی تکرار، وایرفریم‌های شما باید تایید شوند. مرحله‌ی 3. سبک سیستم طراحی خود مشخص کنید. هنگامی که وایرفریم‌های تعاملی شما تایید شدند، اکنون می‌توانید سبک سیستم طراحی خود را تعیین کنید. در این مرحله، شما دستورالعمل طراحی برند، رنگ و جزییات طراحی را به اجزای ساخته شده در کتابخانه اضافه می‌کنید. این مرحله به طور کامل وایرفریم‌های شما را به یک نمونه‌ی اولیه‌ی طراحی با وضوح و جزییات بالا تبدیل می‌کند. تغییر سبک در یک جز در همه‌ی نمونه های آن اعمال میشود بهتر است ابتدا راهنمای سبک را به ذینفعان نشان دهیم تا بازخوردی در مورد حالت و سبک طراحی قبل از نمایش همه‌ی صفحات به دست آوریم. اضافه کردن تعدادی مولفه در حضور آن‌ها می‌تواند به درکشان از چگونگی طراحی هر مولفه کمک کند. یک کتابخانه‌ی رابط کاربری پایه‌ای مرحله‌ی 4. نمونه‌ی اولیه‌ی خود را نهایی کنید. هنگامی که راهنمای سبک تایید شد، تنها چیزی که باقی می‌ماند، بهتر کردن نمونه‌ی اولیه است. در این مرحله می‌توانید مطمئن شوید که همه چیز در جای خود قرار دارد. ممکن است اشیایی وجود داشته باشند که اجزایی نیستند که باید طراحی شوند یا اجزا مورد نیاز باشند. حتما نمونه‌ی اولیه را اجرا کرده و لینک‌ها را امتحان کنید تا مطمئن شوید که تمامی پیوندها به درستی کار می‌کنند. نمونه‌ی اولیه نمونه‌ی اولیه آماده است! اکنون می‌توانید یک لینک را با سهام‌دار برای گرفتن تایید نهایی به اشتراک بگذارید. سپس، این نمونه‌ی اولیه را به توسعه‌دهندگان ارسال کنید و به آن‌ها نشان دهید که چگونه می‌توانند تصاویر را در Figma بررسی و استخراج کنند. همچنین توسعه‌دهندگان می‌توانند هر گونه سوال مستقیمی که از نمونه‌ی اولیه دارند بپرسند. اضافه کردن نظر در نمونه‌‌ی اولیه شما همچنین می‌توانید یک لینک عمومی برای تست نمونه‌ی اولیه‌ی خود با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید و یک بازخورد کلی به دست آورید. امیدوارم به کمک این ابزار بتوانید با سرعت بیشتری فرآیند طراحی را خود را پیش ببرید.
  3. الهه انصاری

    ۷ گام برای تبدیل شدن به یک طراح موفق UI/UX

    «بخش اول» در این مطلب از تجربیات طراح موفق خانم Nicole Saidy استفاده خواهیم‌ کرد. ایشان بخاطر سوالات زیادی که از جانب برنامه‌نویسان متعدد، مدیران بازاریابی و افراد مختلف دیگری مطرح شده بود این مقاله را براساس تجربیات شخصی خود تنظیم کردند. ادامه‌ی مطلب را از زبان خودشان می‌شنویم. «چگونه شروع کنم؟» این سوال من را به زمانی می‌برد که برای اولین بار کار خود را آغاز کردم. 7 سال پیش، من در اولین روز اولین کار طراحی‌ام بودم. در مقابل یک فایل فتوشاپ خالی در iMac نشسته ام (در آن زمان یک کاربر ویندوز بودم) و سعی می‌کنم آنچه که مدیرم توضیح داد درک کنم. هیچ نظری ندارم که چگونه شروع کنم. خالی! قبل از رسیدن به این شغل، تازه از دانشگاه با مدرک چندرسانه‌ای فارغ التحصیل شده بودم. پس چرا چیزی در مورد طراحی نفهمیدم؟ خب، در دانشگاهها به ما طراحی عملی یاد نمی‌دهند. اکثر دورههای دانشگاه فقط ما را بصورت تئوری آموزش می‌دهند و گاهی اوقات به ما یاد می‌دهند که چگونه از ابزارهای طراحی مانند Adobe Suite استفاده کنیم. اما این کافی نیست - حتی نزدیک هم نیست. تمرین، یادگیری و خودآموزی تنها چیزی است که می‌تواند شما را به یک طراح بهتر تبدیل کند. 7 سال بعد از خودآموزی، من اکنون یک معلم طراحی و سخنران کنفرانس بین المللی هستم. اولین چیزی که باید بدانید این است: لازم نیست که با این استعداد متولد شوید. ما موجودات خارق العاده‌ای مانند تک‌ شاخ‌ها نیستیم. ما فقط قصد داشتیم طراح باشیم و هنرمندانه به دنیا آمدیم. طراحی، در مورد حل مشکلات است. این یک روند دائمی یافتن مشکلات و ایجاد راه حل برای آنهاست. حوزه‌های مختلفی برای طراحی وجود دارد: رابط کاربری، تجربه‌ی کاربری، طراحان محصول، طراحان گرافیکی، طراحان تعاملی، معمار ساختار اطلاعات و غیره. برای شروع تحقیق کنید که کدام حوزه شما را بیشتر جذب می‌کند. برای حال، روی رایج‌‌ترین حوزه تمرکز می‌کنیم: ترکیبی از رابط و تجربه: طراح رابط کاربری و تجربه‌ی کاربری. 1. خودتان را با اصول رابط کاربری آشنا کنید. قبل از شروع تمرین طراحی، اولین چیزی که نیاز دارید یادگیری برخی اصول طراحی است. در این مرحله، شما به دنیای طراحی قدم خواهید گذاشت و شروع به تفکر «خلاقانه» می‌کنید و جنبه‌های روانشناسی طراحی را خواهید آموخت: چرا این طرح می‌تواند خوب بنظر بیاید و یا شکست بخورد؟ برخی از اصول پایه‌ای که باید بدانید: 1. رنگ (Color) واژگان رنگ‌ها، اصول و روانشناسی رنگ را شامل می‌شود. ۲. تعادل (Balance) اصل تعادل به تقارن و عدم تقارن در مبحث طراحی می‌پردازد. 3. تضاد (Contrast) هدف از بکارگیری تضاد سازماندهی اطلاعات، ایجاد سلسله مراتب و ایجاد تمرکز است. ۴. تایپوگرافی (Typography) انتخاب فونت مناسب و ایجاد متن قابل خواندن در وب با رعایت این اصل ممکن خواهد بود. ۵. ثبات و انطباق (Consistency) مهمترین اصل، جهت ایجاد طرح های بصری و قابل استفاده از ثبات شروع میشود. ۲. فرآیند خلاقانه‌ی تجربه‌ی کاربری را فرا بگیرید. مورد بعدی درک فرآیند خلاقانه است. طراحی UI/UX فرآیندی متشکل از فازهای خاصی است که هر فرد خلاق از آن عبور می‌کند. این فرآیند شامل ۴ فاز مختلف کشف (Discover)، تعریف (Define)، توسعه (Develop) و تحویل (Delivery) است. فرآیند خلاقانه فاز کشف فاز کشف همان فاز شروع پروژه است که طراحان به جستجو، الهام گرفتن و جمع‌آوری ایده‌ها می‌پردازند. فاز تعریف در این مرحله، طراحان ایده‌ی حاصل از فاز کشف را تعریف و مشخص می‌کنند. در‌واقع خلاصه‌ای واضح از کاری که قرار است انجام بگیرد مشخص می‌شود. فاز توسعه فاز توسعه مرحله‌ای است که راه‌ حل‌ها یا مفاهیم ایجاد شده، نمونه‌سازی، تست و تکرار می‌شوند. این فرآیند آزمایش و خطا به طراحان کمک می‌کند تا ایده‌های خود را بهبود داده و اصلاح کنند. فاز تحویل فاز آخر فاز تحویل است که در آن پروژه‌ی پایانی، تولید و راه اندازی می‌شود. ۳. چشمان خود را برای طراحی تقویت کنید. دانستن اصول طراحی عالی است، اما گاهی اوقات کافی نیست. شما همچنین باید چشمان خود را آموزش دهید تا طراحی خوب و طراحی بد را ببینید و نقاط قوت و ضعف آن‌ها را مشخص کنید. موثرترین روش جهت آموزش چشم برای طراحی از طریق الهام است. قبل از باز کردن یک بوم خالی و تماشای آن برای نیم ساعت ، بدانید که تنها راه خلاق بودن از طریق تحقیق است. گاهی اوقات ذهن نمی‌تواند ایده‌های خودش را بسازد. ابتدا باید به طرح‌های دیگر نگاه کنید تا طرح خودتان را ایجاد کنید؛ مخصوصا زمانی که فعلا مبتدی هستید. در وب‌سایت‌های نمونه‌کار‌ها قدم بزنید:) بنابراین به آنچه که طراحان دیگر در سایت Dribbble انجام می‌دهند نگاه کنید و هر زمان که طرح‌های زیبا یا چیزی مربوط به پروژه‌ی خود را می‌بینید، آن را در یادداشت‌های خود ذخیره کرده و اشاره کنید که چه چیزی از آن طرح را پسندیده‌اید. همچنین می‌توانید با گرفتن اسکرین‌شات ذخیره‌سازی را دقیق‌تر انجام دهید. به این ترتیب، شما مجموعه‌ای از طرح‌های الهام بخش دارید که می‌توانید برای شروع کار از آن‌ها بهره ببرید. چند مورد از سایت‌های مفید جهت الهام گرفتن در زیر آورده‌شده‌اند: onepagelove.com awwwards.com dribbble.com pttrns.com uimovement.com ۴. مطالعه‌ی مقالات طراحی را در برنامه‌ی روزانه‌ی خود بگنجانید. برای اینکه خودمان را با طراحی آشنا کنیم، بهترین راه این است که هر روز چند مقاله در این رابطه مطالعه کنیم. خواندن اخبار و وبلاگ‌های طراحی را عادت روزمره کنید. میلیون‌ها مقاله‌ بصورت آنلاین در دسترس ما هستند تا روند‌های جدید دنیا، مورد‌های کاربری (Use Cases) و آموزش‌های مختلف را فرا بگیریم. تمام کاری که باید انجام دهیم، پیدا کردن آنهاست. هیچ چیز بهتر از یادگیری از تجربه‌های دیگران نیست. خواندن مقالات را عادت روزمره کنید بنابراین روز خود را با یک فنجان قهوه و چند مقاله‌ی الهام‌ بخش در مجلات آنلاین Medium یا Smashing شروع کنید. یادگیری چیزهای جدید در صبح، ذهنتان را گسترش داده و در طول روز فرصت خلاقیت را برایتان فراهم میکند. بنابراین، هر چند وقت یکبار در طول روز، چندین بار به خود استراحت بدهید تا بتوانید بیشتر مطالعه کنید. استراحت کردن برای خلاقیت خیلی مهم است، به ویژه هنگامی که ذهن شما گیر کرده و احساس می‌کنید که بازدهی مطلوب را ندارید. از جمله کارهای قابل انجام دیگر می‌توانید وب‌سایتی را که به عنوان صفحه‌ی اصلی مرورگر خود دوست دارید، نشانه‌گذاری کنید و یا از یک خبرنامه‌ی طراحی اشتراک بگیرید. برخی از وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری محبوب در زمینه‌ی طراحی عبارتند از: blog.marvelapp.com medium.com/design smashingmagazine.com webdesignernews.com sitepoint.com/design-ux 5. پروژه‌های غیرواقعی طراحی کنید. کار نیکو کردن از پر کردن است و همه می‌دانیم که نمی‌توانیم بدون تجربه، مشتری یا شغلی را بدست آوریم. اما بدون یک کار یا پروژه هم نمی‌توانیم تمرین کنیم و تجربه کسب کنیم، درست است؟ بنابراین می‌توانیم این چرخه را با تمرین کردن و ایجاد پروژه‌های غیر واقعی برای سرگرمی بشکنیم! Dribbble پر از این نمونه کارها است. طراحی فیسبوک توسط Kevin McCarthy زمانی را صرف طراحی مجدد وب‌ سایت یا اپلیکیشنی که قبلا استفاده کرده‌اید کنید. این کار را برای هر چیزی که فکر می‌کنید می‌تواند بهتر شود، انجام دهید. همچنین می‌توانید ایده‌ی برنامه‌ی خود را طراحی کنید. درواقع با طراحی نمونه‌ کارها تمرین کرده و تجربه کسب می‌کنید. ۶. کار با آخرین ابزار طراحی وب را بیاموزید. هزاران ابزار طراحی وجود دارد، اما شما نیاز ندارید که کار با همه‌ی آنها را یاد بگیرید. بهترین آن‌ها را بیابید، ابزارهای مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و با بکار گیری جدیدترین ویژگی‌ها و روندها به‌ روز باشید. جدیدترین ابزارهایی که در فرآیند طراحی خود استفاده می‌کنم در زیر آورده‌ شده‌اند: Sketch برای طراحی رابط کاربری Figma برای طراحی رابط مشترک Balsamiq برای رسم وایرفریم‌های با جزيیات کم و ابتدایی (low fidelity wireframing) Adobe XD برای طراحی رابط کاربری و نمونه‌سازی Marvel App برای ساخت مدل‌های تعاملی Invision App برای نمونه‌سازی و همکاری 7. از مربی (mentor) کمک بگیرید. یکی دیگر از روش‌های عالی برای یادگیری طراحی، یافتن یک مربی طراحی یا دوست طراح است که مایل به کمک است. آنها به شما کمک میکنند که روند یادگیری خود را سرعت بخشید. طراح کار شما را بررسی و نظرات خود را هر زمان که ممکن باشد می‌دهد. این کار مثل یک میانبر عمل می‌کند. آنها همچنین راهنمایی‌ها و ترفندهایی به شما می‌دهند که از تجربیات خود آموخته اند. بنابراین پیش بروید و به یک طراح ایمیل بفرستید، سوالات و نگرانی‌های خود را با وی مطرح کنید. هنگامی که شما آماده‌ی صحبت در مورد طراحی با دیگران هستید، می‌توانید کسی را در مورد طراحی راهنمایی کنید و یا آموزش دهید. همچنین یاد خواهید گرفت که آن را دیدگاه‌های مختلف ببینید و بازخورد و پاسخ سوالاتی را دریافت کنید که ممکن است هرگز در مورد آن‌ها فکر نکرده باشید. هنگامی‌که در مورد طراحی با افراد دیگری صحبت می‌کنید، ذهن شما همواره در‌حالت "طوفان فکری" قرار می‌گیرد و بیشتر از قبل به طراحی علاقه‌مند خواهید شد. منتظر بخش‌های بعدی با جزییات بیشتر در مورد اصول رابط کاربری باشید.
×